سه شنبه, 11 فروردين 1394 12:29

هوشنگ مدثر ایوبی

تاریخچه فقر درجهان

فقر از زمانی که نابرابری به وجود آمده، در جوامع حضور داشته است. اما نگاه جدید به فقر به دوره صنعتی شدن شهرهای بزرگ اروپایی و به همراه آن هجوم کارگران به شهرهای ناآماده باز می گردد. در ابتدا این نویسندگان بودند که به موضوع فقر توجه کردند و داستان های خود را درباره وضعیت فقرای شهری نوشتند. چالز دیکنز مشهورترین نویسنده از این سبک در انگلستان است. جرج گیسینگ داستان نویس و تحلیل گر اجتماعی در دهه 1870 از کسانی بود که فقر را هم در لندن و هم در شیکاگو شخصاً تجربه کرد. وی ناحیه ایاز لندن را محله ای می داند که تهیدستی و بینوایی را در زشت ترین شکل آن نمایش می دهد (گیدنز، 1378: 596). اولین پیمایش های اجتماعی نیز در مورد فقر انجام شد.

چارلز بوث با پیمایش مشهور خود که در سال 1989 با کتاب دو جلدی (کار و زندگی مردم لندن) آغاز شد و در سال 1903 به کتابی 17 جلدی مبدل شد، از پیشگامان پیمایش های اجتماعی به شمار می رود. وی نقشه فقر لندن تهیه کرد (منبع اینترنتی). یک مهاجر دانمارکی که برای روزنامه نیویورک تریبون کار می کرد سفرهای زیادی به نقاط مختلف آمریکا داشت و گزارش جامعی در مورد فقر در شهرهای آمریکا تهیه کرد و بعدها در سال 1890 در کتاب نیمی دیگر (چگونه زندگی می کند)، منتشر شد و مورد استقبال فراوان قرار گرفت (گیدنز، 1378: 596). گیدنز وجود فقر شدید شهری و نابرابری در شهرهای آمریکا را از عوامل اصلی ایجاد انگیزه برای ارائه تحلیل های جامعه شناختی می داند.

با ورود به قرن بیستم تا حدی توجه به فقر کاهش یافته و سایر موضوعات جامعه شناختی مورد توجه محققان قرار گرفته بود، اما در سال 1929 بحران بزرگ موجب شد تا تعداد فقرا در کوتاه مدت افزایش چشمگیری پیدا کند و همین موضوع به علاوه اعتراضات اتحادیه های کارگری دولت ها را بر آن داشت تا به مسأله فقر توجه بیشتری نشان دهند. اروپای پس از جنگ هم به دلیل بحران های ناشی از جنگ نیازمند توجه به فقر و فقزدایی بود. اما به تدریج با مطرح شدن جامعه مرفه بودجه های تحقیقاتی کاهش یافت. پس از آن در دهه 1960 جنبش های گروه های اجتماعی اقلیت موجب شد تا دوباره فقرزدایی از اهداف اصلی دولت ها شود. اما با روی کار آمدن تاجر در انگلستان و ریگان در آمریکا سیاست های نئولیبرال جایگزین حمایت های اجتماعی پیشین شد و در نتیجه تعداد فقرا افزایش یافت. همچنین سیاست های تعدیل ساختاری در کشورهای در حال توسعه موجب شد تا شورش های موسوم به شورش های نان شکل بگیرد و در نتیجه توجه به فقر و فقرزدایی وارد مرحله تازه ای شد. در پایان دهه 1980 و اوائل دهه 1990 ما شاهد انبوه تعاریف و تحقیقات فقر، و ساخت انواع استانداردهای مربوط به توسعه و رفاه استیم (پیران، 1375: 100). در همه این دوره ها تعاریف فقر گسترده و برنامه های اجرایی متنوع بوده است، به خصوص در دوره اخیر با توجه به پدیده جهانی شدن و گسترش نیروی کار ارزان برای صنایع کشورهای توسعه یافته کیفیت فقر تفاوت کرده است.

قدم اول شناخت فقر و معنای آن است. ساده ترین و متداول ترین تعریف فقر، تعریف اقتصادی آن می باشد. معمولاً در تعاریف متداول فقر را به فقر مطلق و فقر نسبی تقسیم می کنند. فقر مطلق بر این اساس تعریف می شود که هر فرد حداقل نیازهای پایه برای معیشت دارد که عدم تأمین آنها وی را دچار مشکل می کند. در نتیجه خط فقر مطلق میزان درآمدی است که شخص با کمتر از آن نمی تواند احتیاجات اصلی خود را تأمین کند. برای این منظور قیمت این کالاها محاسبه و با یکدیگر جمع می شود. احتیاجات پایه عبارتند از تغذیه، مسکن و بهداشت (Harvey، 1993: 106). در اولین تحقیقات فقر نیازهای پایه ای برای انسان در نظر گرفته شده بود که عدم تأمین آنها موجب می شد تا افراد نتوانند زنده بمانند. مهم ترین این پیمایش ها کار بوث (1889) و رونتری (1901) بود. آنها غذا، مسکن و پوشاک را نیازهای اساسی انسانی تشخیص داده بودند و در نتیجه عدم تأمین آنها را نشانه فقر می دانستند. یکی از مهم ترین انتقاداتی که به محاسبه خط فقر مطلق وارد می شود همین تفاوت تعریف نیازهای پایه انسانی است. در اصل توافقی بر روی نیازهای اساسی وجود ندارد تا تنها بر مبنای آن فقر تعریف شود. به عنوان مثال سازمان جهانی بهداشت تنها بر اساس میزان کالری مصرفی روزانه خط فقر را تعریف می کند که در اصل خط سوء تغذیه است. انتقاد مهم دیگری که به این تعریف می شود در نظر نگرفتن نیازهای اجتماعی انسان در تعیین خط فقر است. به هر حال انسان در واکنش با سایرانسان هااست و عدم توجه به نیازهای اجتماعی او وضعیت بهداشتی و معیشتی او را خدشه دار می کند.

عالمان فقر مطلق را در اجتماع توسط فقرنسبی اندازه گیری میکند که فقر نسبی، خطی است که افراد را فقیر می داند اگر نتوانند استاندارد زندگی در جامعه خود را برآورده کنند. بنابراین با این تعریف در بریتانیا فردی که نتواند خانه خود را گرم کند یا فردی که در ایران تلویزیون نداشته باشد فقیر به حساب می آید. بنابراین فقر نسبی استانداردهای زندگی در یک جامعه خاص در زمان معین را مشخص می کند و از یک مقدار مطلق حداقلی آغاز نمی کند. نکته مهم علاوه بر عنصر مکانی در فقر نسبی عنصر زمانی است؛ همان طور که پیش تر گفته شد عدم دسترسی به تلویزیون در حال حاضر ایران فقر است اما مسلما در دهه 1330 چنین نبوده است. فقر نسبی تا حد زیادی توانسته است مشکل زمانی و مکانی و مطلق نبودن مفهوم فقر در زندگی اجتماعی را حل کند، اما همواره مشکل ترین سوال در مورد فقر نسبی آن است که چگونه باید اندازه گیری شود. سؤال این است که آیا باید درآمد افراد در جامعه را برای محاسبه فقر در جامعه در نظر گرفت یا آن که بر اساس نابرابری در جامعه فقر نسبی تصمیم گیری کرد. آیا باید در محاسبات خانوار را به عنوان واحد در نظر گرفت یا خانوار؟ سوالاتی این چنین موجب شده است که حتی در سطح یک کشور هم شاهد تعداد زیادی خط فقر نسبی باشیم که در نتیجه ارقام متفاوتی در اختیار برنامه ریزان قرار داده است. به همین دلیل در آمریکا در دوره ای سه برابر مصرف خوراکی خانواده فقیر نوعی به عنوان خط فقر نسبی در نظر گرفته شد، بعدها که ناکارآمدی این نسبت مشخص شد خط فقر نسبی به پنج برابر حداقل مصرف خوراکی افزایش یافت. در همین حال در آمریکا خط فقر نسبی دیگری نیز استفاده شده است که خانواری با درآمد کمتر از 50٪ میانگین درآمد جامعه به عنوان فقیر به حساب می آید (Mooney and others، 2002: 250). برخی منابع از درآمد کمتر از 50٪ میانه درآمدی صحبت به میان آورده اند (Harvey، 1993: 107). همین نکته باعث شده است تا همواره عدم توافقی بین آنچه کارشناسان مختلف محاسبه می کنند به وجود آمده باشد. به خصوص در کشور ما آمار موجود دولتی و غیردولتی تفاوت فاحش با یکدیگر دارد چرا که سازمان های دولتی تلاش می کنند میزان فقر را در اندازه حداقل محاسبه کنند و در مقابل پژوهشگران آزاد ارقام دیگری را محاسبه می کنند (برای مقایسه می توانید مراجه کنید به مجله فرهنگ وپژوهش شماره 174 و مقالات فریبرز رییس دانا در فقر در ایران).

معمولا برای مشخص کردن حالت شدید و حاد فقر خط دیگری با نام خط گرسنگی در نظر گرفته می شود (لطیفی، 1381). گرسنگی یا فقر بسیار شدید حداقل درآمدی است که فرد را زنده نگاه می دارد. در نتیجه توجه آن بیشتر به مصرف های خوراکی است و حتی مصرف های مسکن و پوشاک را هم در نظر نمی گیرد. در اصل خط گرسنگی بیانگر قوت لایموت افراد یک جامعه است.

تاون سند برای مشخص کردن فقر از مفهوم جدیدی با عنوان محرومیت نسبی استفاده کرد. از نظر او کافی نیست که تنها از پول برای تعریف فقر استفاده کنیم، بلکه سایر جنبه های زندگی و مایملاک در احساس فقر مؤثر است؛ چرا که قدرت فرد را برای کنترل زندگی خود مشخص می کند (Harvey، 1993: 107). علاوه بر این همه گروه های اجتماعی دسترسی برابر به همه خدمات اجتماعی ندارند و به دلیل برخی تبعیض ها از خدمات یکسان برخوردار نمی شوند. بنابراین محرومیت مفهومی جایگزین برای فقر است که به سبک زندگی افراد مربوط می شود. دیگر به راحتی نمی توان فقر را با یک بعد در نظر گرفت و بر اساس آن افراد فقیر را شناسایی کرد. فقر دارای ابعاد زیادی است که باید به همه آنها توجه کرد. تاون سند و گروه تحقیقاتی اش 13 عامل برای محرومیت در نظر گرفتند که در دو گروه محرومیت مادی و محرومیت اجتماعی تقسیم بندی کردند

انتهای پیام/

سه شنبه, 01 مهر 1393 14:06

احمد تمیم کاظمیِ؛ قاری برجسته افغانستان در پانزدهمین دور مسابقات بین المللی حفظ و قرائت قرآن کریم در مسکو شرکت کرد. پانزدهمین دور مسابقات بین المللی حفظ و قرائت قرآن کریم در پایتخت روسیه، 29 سنبله برگزار شد.

به نقل از فارسی رو ؛ در این مسابقات قاریان سی و پنج کشور جهان شرکت کردند که از افغانستان احمد تمیم کاظمی حضور یافت.

مقام اول، دوم و سوم را در این مسابقات به ترتیب از کشورهای برونئی، ایران و ترکیه کسب کردند.

کاظمی قاری افغان از برگزاری خوب مسابقات ابراز خرسندی کرده است.

او اگرچه در این مسابقات مقامی را به دست نیاورد اما ابراز امیدواری کرد که در مسابقات آینده افغانستان هم بتواند درخشش خوبی داشته باشد.

این سومین بار است که افغانستان در مسابقات بین المللی حفظ و قرائت قرآن کریم در مسکو شرکت کرده است.

مسابقات بین املللی حفظ و قراءت قرآن کریم مسکو از سوی شورای مفتیان روسیه و با حمایت دولت روسیه به‌ ویژه وزارت امور خارجه این کشور برگزار می شود..

انتهای پیام/

جمعه, 19 ارديبهشت 1393 14:01

تهران این روزها همراه با هوای دلکش بهار، روزهای پرطراوت دیگری را نیز تجربه می‌کند.

بیست و هفتمین نمایشگاه کتاب تهران که امسال نیز چون سال‌های گذشته علاقمندان به کتاب و کتاب‌خوانی را از چهار سوی ایران به خود فرامی‌خواند.

امسال افغانستان به عنوان مهمان ویژه در این نمایشگاه حضور دارد و این مساله نشان از علاقمندی جامعه فرهنگی ایران به جریان‌‎های فرهنگی افغانستان دارد، ضمن اینکه فرصتی هم به مخاطب ایرانی می‌دهد تا با ظرفیت‎های فرهنگی موجود در افغانستان بیشتر آشنا شود.

به جز موسسه انتشاراتی عرفان که قدیمی و پرسابقه است و کتاب‌های تخصصی در زمینه تاریخ‌، سیاست، اجتماع، شعر و ادبیات منتشر می‌کند، خانه ادببات افغانستان و موسسه فرهنگی در دری نیز به صورت مشترک غرفه‌ای داشتند و آثاری چند ارائه کرده بودند؛ از جمله مجموعه‌های شعر و نشریاتی که در این چند سالی که از فعالیت آنها می‌گذرد، چاپ کرده‌اند.

با این حال جای غرفه‌ای که مختص ادبیات و به ویژه شعر باشد در میان ناشران افغان شرکت‌کننده در نمایشگاه بسیار خالی بود.

شش ناشر با بیش از ۲۳۰۰ عنوان کتاب و موضوعاتی متنوع در تمام بخش‌ها و در کنار این ۳۰ عنوان جدید که برای اولین‌بار در نمایشگاه امسال حضور داشتند.

به گفته اجمل عازم، رئیس اتحادیه سراسری ناشران افغانستان، مشکلات ارتباطی و نقل و انتقال مانع از شرکت دیگر ناشران داخلی شد.

او گفت که در روزهای اول نمایشگاه، سرنوشت تعدادی از کتاب‌های ناشران افغان به سبب معطلی در گمرک و طی مراحل قانونی و اداری پیچیده آن، در ابهام مانده بود که در نهایت با همکاری مسئولین نمایشگاه کتاب تهران، شانس حضور این کتاب‌ها نیز در آخرین روزها فراهم شد.

در صحبتی که با مدیران غرفه‌های افغانستان داشتم، همه آنها از نحوه برگزاری، محل و فضای امسال نمایشگاه و میزان فروش کتاب‌ها رضایت داشتند.

مدیر انتشارات احراری، از به فروش رفتن بیش از ۳۰ درصد از کتاب‌های این انتشارات تا سومین روز از نمایشگاه خبر داد. او همچنین افزود بازدیدکنندگان بیشتر از کتاب‌های دینی، مذهبی و رمان استقبال کرده‌اند.

در حاشیه نمایشگاه کتاب‌ و بخصوص عصرها نشست‌های ادبی و فرهنگی هم برگزار می شد.

افغانستان مهمان ویژه نمایشگاه امسال است

نشست‌های تخصصی در رابطه با ادبیات داستانی افغانستان، شعر زنان افغانستان، اجرای موسیقی سنتی افغانستان، بررسی وضعیت نشر و بازار کتاب در افغانستان، دانشجویان افغان و رسالت نوشتن، بررسی پایان‌نامه‌های دانشجویان افغان داخل ایران و بررسی مطبوعات افغانستان از جمله برنامه‌هایی بود که در این چند روز برگزار شد یا قرار است در چند روز آینده برگزار شود.

حضور پررنگ و پرشور و شوق بازدیدکنندگان بخصوص مهاجران افغان مقیم ایران در نمایشگاه و استقبال گسترده از غرفه‌های افغانستان و برنامه‌ها و نشست‌های برگزارشده، خاطره‌ای بود که به این زودی‌ها از ذهن برگزارکنندگان و بازدیدکنندگان نمایشگاه نخواهد رفت.

به ویژه آن بخش از برنامه‌ها که گروه موسیقی سنتی شمس به اجرای برنامه می‌پرداخت.

این گروه که از هرات به تهران دعوت شده بود، دو اجرا داشت که با استقبال پرشور مخاطبان ایرانی روبرو شد.

گروه شمس که پیش این نیز در شش کشور اروپایی برنامه‌ها و اجراهای موفقی داشته، با تلفیقی از اشعار مولانا و هم‌نوازی تار و تبله، فضای دلنشین و خاطره‌انگیزی ایجاد کرده بود.

البته طبیعی است که کمبودهایی را هم می‌شد دید.

نبودن فضای مناسب و سالنی با ظرفیت کافی که گنجایش علاقمندان به شرکت در این نشست‌ها را داشته باشد در کنار پایین بودن کیفیت سیستم‌های صدا و نور را می‌توان از این کاستی‌ها دانست.

برگزاری این نشست‌ها در مسیر رفت و آمد بازدیدکنندگان که باعث در هم آمیختن همهمه جمعیت با صدای برنامه می‌شد هم نکته دیگری بود که می‌توان انگشت انتقاد بر آن گذاشت.

به عنوان مثال قرار بود برای بالاتر بردن بار علمی و کیفیت ادبی بعضی از این نشست‌ها، مهمان‌ها و کارشناسانی را به برنامه دعوت کنیم که به دلیل همین مشکلات و کاستی‌ها از خیر آن گذشتیم.

منبع"بی بی سی "

جمعه, 12 ارديبهشت 1393 04:38

 غرفه‌های ناشران افغانستان و پاکستان در بیست و هفتمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران٬ خالی بودند و هیچ کتابی حتی در دومین روز این نمایشگاه در این غرفه‌ها چیده نشده است.

مسوولان برگزارکننده این نمایشگاه می گویند که محموله‌های کتاب‌های افغانستان و پاکستان در گمرک‌های ایران توقیف شده است.
حجت‌الاسلام عباس دانشی٬ مدیرکل ارشاد اسلامی سیستان‌وبلوچستان به سایت خبر آنلاین علت توقیف کتاب‌های این دو کشور را ̎شایبه̎ وجود کتاب‌های ضد شیعی و مخالف منافع ملی ایران خوانده است.
آقای دانشی گفته است: ̎مسوولان ظاهرا گزارش‌هایی مبنی بر احتمال وجود کتاب‌های غیرمجاز و کتاب‌هایی که افکار ضدشیعی را ترویج می‌کند، گرفته بودند و به همین جهت برای بررسی بیشتر این محموله‌ها از طرف دستگاه‌های امنیتی متوقف شد٬ متاسفانه در این روند از اول کار بر عهده ما نبود، اگر بود این اتفاق‌ها نمی‌افتاد.̎
افغانستان میهمان ویژه‌ی بیست و هفتمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران است.
روزنامه شرق ایران گزارش داده است٬ محموله کتاب افغانستان و پاکستان در حالی در ‌گمرک‌های ایران متوقف شده که بر اساس قانون برگزاری نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران٬ هیچ کتابی بدون تایید کمیته‌ی نظارت و ارزشیابی که برای کتاب‌های خارجی تشکیل شده است نمی‌تواند وارد غرفه‌ها شود.
وظیفه این کمیته بررسی کتاب‌های خارجی است.
این روزنامه گزارش داده است که براساس ضوابط نمایشگاه عمده‌ترین موضوعی که در این کتاب‌ها مورد بررسی قرار می‌گیرد نداشتن مفاهیم ضدشیعی یا تفرقه‌انگیز و همچنین استفاده از نام جعلی برای خلیج‌ فارس است.
بیست و هفتمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران دیروز (چهارشنبه) افتتاح شد و برای ده روز به روی مراجعین باز است.
علیرضا ربانی از مدیران بخش بین‌الملل این نمایشگاه به خبرگزاری مهر گفته است: ̎بر اساس اطلاع بنده، تا دیروز مسوولان ارشاد و قوه قضاییه و نهادهای امنیتی در سیستان‌وبلوچستان مشغول مکاتبه در مورد این مساله بودند و تا دیروز عصر این مشکل کماکان حل‌نشده، باقی مانده بود.̎
مسوولان محلی گمرک و ارشاد اسلامی سیستان و بلوچستان اما اعلام کرده است که روند اداری ترخیص محموله‌های کتاب‌های افغانستان و پاکستان در حال پیگیری و انجام است.
نبود کتاب‌های مشکل ساز
شماری از ناشران افغانستان که در نمایشگاه کتاب امسال تهران٬ شرکت کرده می گویند که هیچ کتاب جنجالی از افغانستان به نمایشگاه فرستاده نشده است.
امسال از افغانستان شش تا هفت ناشر که مجوز نشر دارند در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران شرکت کردند.
زکیه میرزایی صاحب‌امتیاز انتشارات تاک در کابل به خبرگزاری بخدی گفت: ̎ما قبلا در جلسه‌یی که با اتحادیه ناشران ایران داشتیم٬ توافق کردیم که هیچ کتابی جنجالی را به نمایشگاه نفرستیم و تمامی کتاب‌هایی که از افغانستان در این نمایشگاه شرکت کرده٬ قبلا فهرست شده و گزینش کتاب ها با نظارت اتحادیه ناشران افغانستان صورت گرفته است.̎
خانم میرزایی موجودیت کتاب‌های افغانستان با محتوایی ضد منافع ملی ایران و یا ضد شیعی را به شدت رد کرد.
او می‌گوید٬ قبلا با هییتی که به ریاست محمود آموزگار دبیر اتحادیه ناشران و کتاب‌فروشان تهران در کابل داشته٬ روی این موضوع توافق کردند که کتاب‌های به ظاهر جنجالی به نمایشگاه فرستاده نشود.
خانم میرزایی می گوید٬ کتاب‌های بگذار نفس بکشم٬ رمان‌های گمنامی٬ افغانی و از هرات تا تهران را که گفته می‌شود محتوایی نسبتا جنجالی دارد، قبلا از لیست کتاب‌های ارسالی حذف کرده بوده است.
به گفته میرزایی٬ ناشران افغانستان علاقه‌مند همکاری با ناشران ایرانی هستند و به همین دلیل کتاب‌هایی که گفته می‌شود محتوایی جنجالی دارند٬ به نمایشگاه کتاب تهران فرستاده نشده است.
او تاکید کرد که بیشتر کتاب‌های تخصصی از ایران وارد افغانستان می‌شود و اتحادیه ناشران افغانستان هیچگاه طرفدار ایجاد جنجال با طرف ایران نیست.
این ناشر ‌می‌گوید که همه ساله٬ موضوع توقیف کتاب‌های افغانستان در کمرگ ایران جنجال برانگیز می‌شود اما او تاکید کرد که اگر کتاب‌های ناشران افغانستان تا فردا یعنی روز سوم نمایشگاه به تهران نرسد٬ تمامی زحمات چند ماهه آنها به هدر می‌رود.
مشکل هم‌زبانی
در همین حال٬ محمد حسین محمدی نویسنده و ناشر افغانستانی می‌گوید که ایران بیشتر نگران کتاب‌هایی است که از افغانستان وارد این کشور می‌شود٬ زیرا به گفته او این کتاب‌ها به زبان فارسی است و مستقیم در دسترس خواننده قرار می‌گیرد.

آقای محمدی به خبرگزاری بخدی گفت: ̎کتاب‌هایی که از خارج وارد ایران می‌شود٬ بیشتر در زمینه‌های علمی و تخصصی است و این کتاب‌ها پس از ترجمه در اختیار خواننده‌ها قرار می‌گیرند که دولت ایران می‌تواند در صورت داشتن محتوای ضد منافع ملی ایران٬ مجوز انتشار کتاب را صادر نکند.̎

او می‌گوید٬ دیگر کشورهای شرکت‌کننده در بخش بین‌الملل نمایشگاه کتاب تهران٬ بیشتر برای نمایش محصولات فرهنگی کشورشان شرکت می‌کنند و چندان کتاب نمی‌فروشند‌ اما به گفته محمدی کتاب‌های ناشران افغانستانی از آنجا که به زبان فارسی است و در ایران خواننده دارد قرار است به فروش هم برسند.
به نظر می‌رسد مسوولان ایرانی نگران این هستند که در افغانستان ممیزی پیش از چاپ وجود ندارد و کتابها بدون نظارت دولت منتشر می‌شوند و در ایران ممیزی پیش از انتشار به شدت اعمال می‌شود.
این نویسنده افغان اما تاکید کرد٬ کتاب‌هایی که در افغانستان در چند سال گذشته نوشته شده‌ است بیشتر محتوای روشنگری دارد و در صورتی که وارد بازار کتاب ایران شود٬ باعث نگرانی دولت این کشور می‌شود.
به گفته محمدی بیشتر کتاب‌هایی که از ایران وارد افغانستان می‌شوند در زمینه‌های علمی و تخصصی است٬ اما او می‌گوید که برعکس کتاب‌های افغانستان با توجه به فضای باز انتشار در کشور بازار خوبی در ایران نیز پیدا کرده است.

 منبع"خبرگزاری بخدی"

چهارشنبه, 10 ارديبهشت 1393 03:15

رئیس پوهنتون امریکایی افغانستان می گوید که آن پوهنتون برعلاوۀ فعالیت در کابل، کورس هایی را در کندهار و بلخ دایر کرده و عنقریب در ننگرهار نیز آن برنامه را آغاز می کند.

به نقل از صدای امریکا؛مایکل سمیت، رئیس پوهنتون امریکایی در افغانستان می گوید که در میان ٢٠٠٠ محصل آن نهاد تحصیلی، افغان ها از تمام مناطق افغانستان حضور دارد.

داکترسمت می گوید برای اینکه اکثر جوانان افغان از اقتصاد خوبی برخوردار نیستند، پوهنتون کوشیده است مصارف را پایین نگهداشته و از محصلین پول کمتری بگیرد.

به گفتۀ رئیس پوهنتون امریکایی در افغانستان، همین اکنون ٧٠ در صد محصلین شامل در آن نهاد، بورسیه تحصیلی دریافت می کنند یا اینکه محصلین همین اکنون از طریق اشتغال مصارف شانرا پوره می کنند.

میکل سمت می گوید که برای فارغان پوهنتون امریکایی افغانستان که نه تنها به لسان انگلیسی بلدیت کامل داشته و در ساحات محاسبه،  تکنالوژی معلوماتی، کمپیوتر ساینس و غیره مهارت عالی دارند شرایط کاری مهیا می شود.

به گفتۀ آقای سمت، نصف محصلین آن پوهنتون حتا پیش از فراغت، پیشنهاد کار را دریافت می کنند. زیرا به گفتۀ وی نیروی کاری توانا به سطح ایالات متحده امریکا درینجا تربیت می یابد.   

پوهنتون امریکایی در افغانستان توامیت هایی با پوهنځی حقوق پوهنتون کابل و برنامه ماستری پوهنتون تعلیم و تربیه در کابل دارد.

آقای سمیت گفت که این نهاد غیر انتفاعی و کاملاً افغانی بوده، بیشتر استادان و محصلین آنرا افغان ها تشکیل داده و مطابق به مقررات وزارت تحصیلات عالی افغانستان فعالیت داشته و درین جا ثبت می باشد.

آقای سمت می گوید این پوهنتون در کنار معاونت های ایالات متحده از نهاد های افغانستان و افغان ها به پیمانۀ زیاد حمایت می شوند. او بر اهمیت تحصیلات عالی تاکید کرده و آن را زمینه ساز پیشرفت و رفاه کشور می داند.

به گفته مسؤولین، پوهنتون امریکایی در افغانستان با اعمار تاسیسات جدید، ظرفیت پذیرش و ساحات تحصیلی آن چندین برابر افزایش داده و فضای پوهنتون را از هر گونه زد و بند های سیاسی به دور نگه داشته اند.

انتهای پیام

یکشنبه, 10 فروردين 1393 13:51

وزارت زراعت و اداره ملی حفاظت محیط زیست امروز طی محفلی به منظور حفظ میراث های طبیعی و فرهنگی ولسوالی واخان بدخشان را به عنوان دومین پارک ملی کشور معرفی کردند.

مسوولین اداره ملی حفاظت محیط زیست و وزارت زراعت، آبیاری و مالداری ولسوالی واخان را به عنوان دومین پارک ملی کشور معرفی کردند.
به نقل از خبرگزاری جمهور؛ وزارت زراعت و اداره ملی حفاظت محیط زیست امروز طی محفلی به منظور حفظ میراث های طبیعی و فرهنگی ولسوالی واخان بدخشان را به عنوان دومین پارک ملی کشور معرفی کردند.
مصطفی ظاهر، رییس عمومی اداره ملی حفاظت از محیط با بیان اینکه منطقه واخان بدخشان از جمله مناطق بکر و دست نخورده روی کره زمین است، گفت: " این منطقه از سال های ۱۳۳۶ فکر حفاظت آن به وجود آمده بود. از گونه های مختلف حیوانات در این منطقه وجود دارد که از آن جمله پلنگ برفی، آهوی مارکوپولو، خرس نصواری است".
وی با اشاره به اینکه این تصمیم بنابر درخواست باشندگان این ولسوالی و به ‌دلیل طبیعت زیبای واخان گرفته شده افزود: مردم این منطقه که عموما از دو طایفه وخی و قرغیز هستند؛ از سال ۱۳۸۴ تصمیم گرفتند تا شکار حیوانات را کنترل کنند و این امر باعث شد تا نفوس حیات وحش افزایش و شکار حیوانات ۲۵ در صد کاهش یابد.
هر چند گفته می شود که تکمیل پروژه پارک ملی واخان ممکن است بیش از ۲۰ سال به طول انجامد؛ ولی به باور وی بعد از ثبت این منطقه به عنوان پارک ملی، همه نهادهای دولتی و خارجی تلاش خواهند کرد تا در آبادی آن سهم بگیرند.
شهزاده ظاهر همچنین به امنیت منطقه اشاره کرده و تاکید نمود که این منطقه از امن ترین مناطق کشور بوده و شایعات مبنی بر نا امنی در این ولسوالی کاملا بی اساس و مبالغه آمیز است.
همچنین محمدآصف رحیمی، وزیر زراعت، آبیاری و مالداری نیزاعلام واخان به عنوان دومین پارک ملی کشور سرآغاز تحول خوبی برای بهبود زندگی مردم در بدخشان دانسته و خاطرنشان ساخت که پیش از این نیز کارهایی برای بهبود وضعیت مردم در این ولسوالی انجام شده و از این پس هم با ایجاد یک برنامه مدیریتی درست، همه وزارت خانه ها نقشی در بهبود این منطقه خواهند داشت.
بازاریابی محصولات منطقه، ایجاد یک مزرعه تحقیقاتی ارتقا و انکشاف مالداری از جمله برنامه های وزارت زراعت، آبیاری و مالداری برای این منطقه خواهد بود.
آقای رحیمی همچنین نقش و حضور نهادهای بین المللی را در ساختن این پارک ملی مهم دانسته و تصریح کرد: " برخی نهادها همچون دبلیو اس سی از ابتدا با ما و اداره حفاظت از محیط زیست همکاری کرده اند و ما از سایر نهاد های بین المللی می خواهیم تا برای اینکه این پارک با معیارهای بین المللی ساخته شود با ما همکاری کنند".
پیش از این؛ بند امیر در سال ۱۳۸۸ به‌ عنوان نخستین پارک ملی افغانستان اعلام و شناخته شد.
محمد آصف رحیمی، وزیر زراعت می‌گوید که کارهای زیادی در بند امیر پس از اعلام این منطقه به‌ عنوان نخستین پارک ملی، صورت گرفته‌است.
آقای رحیمی به برخی کارهای صورت‌گرفته در بند امیر اشاره کرد و گفت: اعمار امارات با تمامی ملحقات‌اش، اعمار مهمان‌خانه‌ها، ساختن جوی‌های داخل پارک، سنگ‌فرش پیاده‌روها، غرس ۸۰۰ نهال از جمله کارهای است که در نخستین پارک ملی صورت گرفته‌است.
گفتنی است که ولسوالی واخان دورترين و مرتفع ترين ولسوالى بدخشان است که با چين و تاجیکستان هم مرز است. این منطقه داراى دو ساحۀ مشهور بنام پامير کوچک و پامير بزرگ بوده و بخاطر مرتفع بودن، بنام بام دنيا ياد مى گردد.

 انتهای پیام/

 

دوشنبه, 19 اسفند 1392 15:28

در مسابقه عکس سال 2013 صندوق کودکان ملل متحد (یونیسف) که همه ساله برگزار می‌شود عکس یک دختر سوری جایزه بهترین عکس سال را از آن خود کرد.در این عکس که توسط «نیکولاس هامرستروم» عکاس سویدن گرفته شده است دختر سوری بر اثر اصابت راکت زخمی شده است.
نیکولاس هامرستروم درباره چگونگی گرفتن این عکس گفت که در سال 2012 وارد شفاخانه شهر حلب شده و دختری با نام «دانیا کلسی» (11 ساله) را بر روی تخت شفاخانه دیده است.وی می‌گوید: صحنه دلخراشی بود، دانیا در نزدیکی منزلشان با دوستانش در حال بازی کردن بوده که راکتی در کنارش منفجر می‌شود.
در تصویر منتشر شده این دختر سوری درحالی‌که آثار انفجار راکت بر چهره‌اش نمایان است کاملا ساکت دراز کشیده و دست پدرش بر روی سر وی قرار گرفته است.
این عکاس سویدن در گزارش خود اعلام کرد که خوشبختانه دانیا کلسی پس از چند روز و انجام معالجات پزشکی مرخص شد.
گفتنی است که هامرستروم سال گذشته به همراه یکی از همکارانش توسط تروریست‌های تکفیری ربوده شد و در ابتدای سال جاری آزاد و به سویدن بازگشت.

انتهای پیام

دوشنبه, 19 اسفند 1392 12:28

اطفال درقید باور ها ومحدودیت های خانواده ها:

عموم کودکان واطفال حق دارند درفضای کاملا خوشی ودور از خشونت زندگی کنند وآموزش ببینند.

خانواده ها،پدران ومادران به بهانه اینکه متوجه اطفال خود بوده واز آنها مواظبت میکنند آزادی وفعالیت مستقلانه آنهارا سلب کرده وفعالیت شانرا درقید خود میگیرند ومیخواهند تمام حرکات وبازیگوشی های اطفال به میل بزرگان انجام شده وپسران خلاف هدایت ورهنمای والدین کاری نکنند.درحالیکه دنیای آرزو وهوس کودکانه دراصل پیدایش شان تابع امر سرزنش بزرگان نبوده ومیخواهند دنیارا بدون بهانه ودلتنگی وسخت گیری بدانند واشیا واجناس ماهول خودرا به دید کودکانه وبه چشم بازوعاقلانه در بررسی وتحقیق بگیرند دراکثر حالات خانواده ها بیشتر به جلوگیری وسرزنش از دست زدن ونزدیک شدن به اشیا ووسایل خانه از کودک جلوگیری کرده ومانع رسیدن به هدفش میشوند که موجب خشم ونارضایتی آنها گردیده وبه مرور زمان کودکان را از هوس ها وهدف های کودکانه شان محروم میسازند.

بدین لحاظ کودک از پدرومادر بیزار شده واطمینان خودرا نسبت به آنها ازدست میدهد وتلاش می ورزد تا گوشه ای فراغت وخلوت را پیداکرده وبدون درد سربه شوخی وشیطانی کودکانه اش بپردازد ودور از چشم والدین بکارهایش ادامه بدهد.

کودکان دنیارا برای روزهای اولین زندگی شان امتحان میکنند وزندگی کردن وحرکت نمودن را بسوی خوشبختی با تیزهوشی وبازیگوشی تجربه مینماید.

بنآ نباید مانع بازی وجستجوی فعالیت های روزمره کودک شد چون او خودش سخت علاقه دارد هرچیزرا ازنزدیک به بیند وآنرا لمس نموده وبدست خودش تشخیص کند.

تابداند آن شی چه است وبه چه کار می آید حتی دربعضی اوقات کودکان علاقه دارند سنگ چوب وغیره اجناس را بدست گرفته ولمس نموده وبعد آنرا بدهن میبرند ومزه اش را می چسند چون حواس آنها فعال وتازه کاربوده وعواملی دیگری مانند کمبود کلسیم وویتامین نیز رول داشته که موضوع بحث جداگانه بوده وبه این بحث چندان ارتباط ندارد.

اگر ازهرحرکت وفعالیت تجسس گرانه طفل جلوگیری شود او نمیتواند بزودی رشد فکری وجسمی نماید چون دیگران مانع رشد او میشوند.

کودک درمراحل اولیه حیات حرف زده نمیتواند اما میتواند با دست زدن به هرچیزدرک کند که چگونه است ونرمی وسختی وگرمی وسردی هرموجود را بطور حقیقی عملا درمحیط درک کرده ومیداند که چگونه از آن استفاده نماید.

اطفال تاوقتیکه به حرف زدن شروع میکنند نیاز دارند که ازنظر حواس وادراک قوی شوند وبا اشاره وحرکات چشم وذهن خودرا آماده مراحل بعدی رشد مینمایند.

پس غیراز حالات خطر وضرر به جسم اطفال نباید جلو فعالیت آنها به تعبیر های بی بنیاد محلی وخانواده گی گرفته شود  تا هرطفل بداند که درکار وفعالیت خود با اراده خودش عمل کرده وآزاد است.

وهمچنان بدون تهدید والدین یک انسان برد بار وبا حوصله وزیرک تربیه شود هرچند که طفل مورد خشم وتهدید والیدن واعضای خانواده قرارگیرند به همان اندازه خشن، بی حوصله، جنگجو، کند ذهن، دروغگو وبی ادب تربیه میشوند.

ازیاد نباید برد که اکثر خوی وخصلت اطفال درنتیجه برخورد نادرست والدین در وجود شان میماند.

طور مثال هربار بخاطر پاک کردن ترشهات بینی کودک سرزنش میشود وحرف های ناسزای برایش گفته میشود.

که درنتیجه این عمل، خود طفل نیز حیران میماند که گناه او چیست؟

افرازات بینی یک حالت طبعی بوده وضرور نیست با روش نادرست ما او مایوس گردد و ازین بابت مورد سرزنش قرارگیرد.

روش درست این است که باکار عملی وبا الفاظ ملایم وشفقت آمیز طریق پاک نمودن افرازات بینی برایش فهمانده شود وهمچنان معلومات ساده وکوتاه درمورد آمدن افرازات بینی به طفل گفته شود وکافی است که درمورد هر تحول وپدیده نا آشنا طفل آموزش داده شود وعملا بالایش تطبیق گردد تا او با همان عمل عادت گرفته وبعدآ خودش آنراعملی کند.

درجامعه ما اطفال با استعمال حرف های ناسزا ولت وکوب رهنمای میشوند که تاثیرآن منفی وناگواربوده طرق درست تربیه طفل نبوده وبرداشت کودک ازینگونه تربیه نفرت بار بوده ووالدین وکودکان هردو خسته عملکرد خویش میشوند.وهیچ طفلی با زدن وسرزنش کردن تربیه نمی شود مگر اینکه با محبت حتی خوردن نان به او یاد داده شود.

اصول تعلیم وآموزش اطفال:

بررسیهای که صورت گرفته دانشمندان توصیه میکنند:« طفل وادار نشود که درس بخواند»

بهترین  نوع آموزش آنست که به روش دموکرایتک برقرار باشد ولی درین باره هم نمیشود که زیاده روی کرد ولی درهمه حال اصول دموکراسی را درنظرداشت. آنچه من معتقدم آنست که افراد نباید بچه های خودرا فدای اجتماعی بکنند که درآن بد آموزی وجود دارد، بلکه برحسب استعداد وقدرت شان  باید به آنها بهترین راآموخت.

بعضی ازمعلمین یا باسواد ترند وبابیشتر اسستعداد تدریس دارند پس این ممکن نیست که دستور داده شود همه شاگردان یکنواخت درس بخوانند وهمه ازوجود معلمین خوب استفاد کنند.درهرصورت تعلیم وتربیه یک مملکت مکمل ورضایت بخش نیست، مگر اینکه عمومیت داشته باشد.

یک مسله دیگری هم در دنیای جدید در روش آموزش مورد توجه است وآن مفید بودن آموزش است نه آموزش به منظور تشریفات.درتحصیلات عالی مسلمآ موقع به کسانی داده شود که استعداد دارند واز جانبی هم هیچ دلیلی وجود ندارد که هرطفل خودرا در قالبی بریزد که اجتماع آنرا خواسته است ولی یک مسله پراهمیت که درآموزش به آن توجه کرد آنست که آموزش باید به منظورکسب علم باشد نه جلب توجه وشهرت.

درشرایط فعلی دیده میشود که اطفال درعذاب وقضب والدین روز گذرانی میکنند وازتربیه سالم ابتدای فامیلی تقریبآ بی نصیب هستند تربیه وپرورش اطفال به شیوه پذیرفته شده وموثرمتداول جهان امروزی صورت نمیگیرد بلکه نظریات فامیل ها بالای اطفال تحمیل گردیده ورواج های منطقه ومحیط بیشترمحترم شمرده شده ونتایج تربیه مکمل وسالم بدست نمی آید. بل هرکس وهرخانواده طفل خودرا به طریق دلخواه خودش تحت تربیت میگیرد، که درا کثر جاها دست آورد آن بالنده نبوده وخانواده ها از بزرگ کردن وتربیه طفل راضی نمیباشند واطفال نیز از درس ومدرسه وتحمل روش تربیه تهدید آمیزبه تنگ آمده وراه فرار وخودسری را پیش میگیرند.واقعیت این است که درس خواندن به اندازه سویه طفل وظرفیت مکتب ها وامکانات تدریسی درنظرگرفته شود نه اینکه روز چند بار به طفل منت کنیم که چرا درس نمیخواند ولی ازپیشرفت درس وبرداشت مضامین تدریس شده توسط  معلم درمکتب خبرنباشیم واین را هم نمیدانیم که طفل توان یاد گیری این همه مضامین را دارد یاخیرآیا درس بشکل درست وقابل درک ازطرف معلم برای شاگرد رسانده شده یاخیر وهمچنان طفل تاچه اندازه از درس معلم خود راضی است درکدام مضامین مشکل دارد وکدام مضامین مورد علاقه اش بوده درکدام مضامین بی علاقه بوده ویا نمیخواهد بخواند بعد از آن باید همراه طفل کمک شود دراکثر مکاتب مضمون تدریسی را شاگرد بصورت مکمل نه آموخته وهمچنان طفل نیز کسی را ندارد که با او کمک نموده ومشکل ندانستن درس هایش را رفع کند اما برعکس پافشاری وتاکید والدین براین است که پسرما درس نمیخواند وتنبل است درحالیکه هیچ بچه ای درنفس خود تنبل نیست ولی دادن نام تنبل وغیره طفل را از درس بی زار کرده وآنها با خود میگویند: نام مرا تنبل وبی علاقه به درس گذاشته اند پس ضرور نیست کوشش کنم ودرس بخوانم وازجانب دیگر میداند که مشکل وکمبود درسهایم را خارج ازمکتب کسی برطرف نکرده وخانواده ام به من کمک نمیکنند پس در آن حالت امید به آینده اش را از دست میدهد وآن وقت نصحیت وسرزنش سودی برایش نداشته طفل خود بخود از درس وعواقب وخیم آن خودرا نجات داده وبسوی آسانی های دیگر روزگارمیرود واز مسله ننگ بار درس وکتاب که اورا رنج داده، ذهن خودرا پاک نموده وموضوع را بسته میکند ودیگرعلاقه ندارد که بخاطر یاد نداشتن درس مکتب در محضر خانواده وهمسالانش تحقیر وتوهین شود.

راه حل درچیست؟ درهمچو موارد برای این اطفال گفته نشود که حیات اش خراب شده وبی سرنوشت وبدبخت است وغیره حرفهای نا امید کننده درارتباط به  درس ومکتب برایش نفرت بار ومانند زهراست نه سخن. او تشویش میکند که شکست خورده وراه وچاره دیگر ندارد وتصمیم بعدی را با خود میگیرد وخانواده اش را درجریان قرار نمیدهد اما باید به همین حالت طفال رها نشود بلکه  مشکل قبلی به او آسان جلوه داده وخوشی ورضایت وی را درتصامیم حتمی  دانسته واورا صاحب اختیاربدانید وحتی با باور کامل ازنظریاتش طرفداری شود وبا امید واری برایش گفته شود که به طریقه خود به یادگرفتن هرمطلب ورشته ای که برایش آسان بوده وبه آن علاقه دارد بپردازد وهمچنان اوباید دل هره وترس را ازخود دور کند برایش واضح گردد که هنوز وقت زیاد برای این کارها دارد وهیچ چیزی ختم نشده وبه هرچیزیکه خودش خوش است آنرا دنبال کند وما اورا حمایت میکنیم آن وقت طفل دوباره جرعت وفرصت از دست رفته را جبران میکند. دردنیای امروزی هستند جوانانیکه در عرصه زندگی ناکام شده اند ولی باید گفت که شکست خورده بار دیگر نمیخواهند شکست را تجربه کنند بدین ترتیب ازطریق جنبه مثبت میتوان ضعف هایش را اصلاح کرد درمقطع زمانی مشخص وزیرفشار، طفل به کمبود های روحی- روانی دچار میشود این خود شماهستید که کمیود های روحی- روانی کودک را از هرجهت که باشد پرمیکنید .

این موضوع در بین فامیل های روشنفکر وشهرنشین متفاوت بوده وشیوه تربیه بهبود یافته ولی درفامیل ها وخانواده های دهکده ها وروستانشینان همان چیزیکه چندین سال قبل رواج داشت واطفال در سختی وتهدید زندگی میکردند تاهنوز هم به همان گونه برخورد والدین با اطفال صورت میگیرد که تمام اطفال درزیر بار کار مشقت زا ومحروم از محبت وشفقت پدر ومادر بزرگ میشوند.

من امید وارم با توجه به این مسایل با ساختن کودکان که ماده خامی هستند موفق خواهید شد.

پایان

چغچران

جدی ١٣٩٢

محمددین محبت انوری

منبع" سایت  کوفی "

یکشنبه, 18 اسفند 1392 06:10

دو زن افغان جایزه‌ی سال "آلمان و فرانسه" را به دست آوردند.

به نقل از کید گروپ ، آلمان و فرانسه برای نخستین بار به مناسبت روز بین المللی زن، به دو زن فعال كشور جایزه دادند. آمنه حسنی و شریفه دانش  جایزه "زن شايسته سال 2014" را به دست آوردند.

زنان برنده از سوی هیات داوران تعیین می شوند که متشکل از کارشناسان بلندرتبه بین‌المللی و افغان هستند.

به هر یک از برندگان این جایزه 20 هزار یورو تعلق می‌گیرد. در سال روان آمنه حسنی، زن جوان عکاس و شریفه دانش سرور، شاعر  این جایزه را در کابل به پاس فعالیت‌هایشان برای بهبود وضعیت زنان در افغانستان دریافت کردند.

قرار است که در آینده نیز، هر سال از زنانی تقدیر شود که در افغانستان به سر می‌برند و جهت تحول و تغییر در جامعه و پیشرفت زنان فعالیت می‌کنند.

 

سه شنبه, 13 اسفند 1392 12:51

مسوولان سارنوالی هرات از پی‌گیری جدی متخلفان انترنتی در این ولایت خبر میدهند.

آنان می‌گویند که در این اواخر در فضای مجازی انترنت، عده‌یی با نام‌های جعلی به اشخاص حقیقی و حقوقی توهین می‌کنند.

به نقل از کلید گروپ  ، ماریا بشیر، رییس سارنوالی هرات می‌گوید که در این اواخر شکایت‌هایی را در یافت کرده است که نشان میدهد شماری از کاربران شبکه های اجتماعی با استفاده از نام های جعلی  به مردم توهین می کنند. وی می گوید که دوسیه های این افراد را پس از شناسایی به محکمه ارجاع کرده است.

به گفته ی وی سارنوالی هرات پس از این به طور جدی با عاملان این گونه رویدادها برخورد خواهد داشت و در این رابطه توصیه های لازم به ارگان‌های امنیتی از جمله امنیت ملی داده شده است.

گفته شده که ریاست امنیت ملی هرات دارای امکانات پیشرفته یی برای شناسایی شخصیت‌های نامعلوم در فیسبوک است.

خانم بشیر، همچنان یاد آوری می‌کند که سارنوالی هرات تا کنون چند متخلف را با حکم دادگاه به زندان فرستاده است.

به بیان وی، برای این گونه جرم‌ها، حبس  بالای 5 سال و جریمه نقدی در نظر گرفته شده است.

این مقام در سارنوالی هرات همچنان بیان میکند که بیشترین حملات نامهای جعلی فیسبوک به نامزدان انتخابات شورای ولایتی بوده است.

شهروندان کشور در ولایت هرات، بزگترین عضو شبکه اجتماعی آنلاین هستند و گفته می‌شود که پس از کابل، ولایت هرات بالاترین آمار جرایم انترنتی را به خود اختصاص داده است.