سه شنبه, 01 مهر 1393 14:06

احمد تمیم کاظمیِ؛ قاری برجسته افغانستان در پانزدهمین دور مسابقات بین المللی حفظ و قرائت قرآن کریم در مسکو شرکت کرد. پانزدهمین دور مسابقات بین المللی حفظ و قرائت قرآن کریم در پایتخت روسیه، 29 سنبله برگزار شد.

به نقل از فارسی رو ؛ در این مسابقات قاریان سی و پنج کشور جهان شرکت کردند که از افغانستان احمد تمیم کاظمی حضور یافت.

مقام اول، دوم و سوم را در این مسابقات به ترتیب از کشورهای برونئی، ایران و ترکیه کسب کردند.

کاظمی قاری افغان از برگزاری خوب مسابقات ابراز خرسندی کرده است.

او اگرچه در این مسابقات مقامی را به دست نیاورد اما ابراز امیدواری کرد که در مسابقات آینده افغانستان هم بتواند درخشش خوبی داشته باشد.

این سومین بار است که افغانستان در مسابقات بین المللی حفظ و قرائت قرآن کریم در مسکو شرکت کرده است.

مسابقات بین املللی حفظ و قراءت قرآن کریم مسکو از سوی شورای مفتیان روسیه و با حمایت دولت روسیه به‌ ویژه وزارت امور خارجه این کشور برگزار می شود..

انتهای پیام/

چهارشنبه, 01 مرداد 1393 15:48

وب‌سایت اسلام آنلاین نوشت: در یک افطاری در شهر هوستون ایالت تگزاس آمریکا، مسلمانان برای کمک فوری به غزه 155 هزار دالر برای یتیمان غزه کمک کردند.اسما سید که یکی از کمک‌کنندگان است گفت: ما این احساس را داشتیم که باید برای آن کودکان کاری کرد و مردم واقعاً خوب ظاهر شدند.
در پایان این گزارش آمده است: به دلیل حملات اسرائیل به غزه هم‌اکنون کودکان زیادی یتیم شده‌اند و نیازمند کمک هستند و خانم اسما سید اعلام کرد که آن‌ها به مردم اعلام کرده‌اند که هنوز می‌توانند به یتیمان غزه کمک کنند.

انتهای پیام/

چهارشنبه, 10 ارديبهشت 1393 09:35
A – Accept : پذیرا باشید: دیگران را همانگونه که هستند بپذیرید ، حتی اگر برایتان مشکل باشد که عقاید ، رفتارها و نظرات آنها را درک کنید.
B – Break away : خودتان را جدا سازید: خود را از تمام چیزهایی که مانع رسیدن شما به اهدافتان می شود جدا سازید.
C – Creat : خلق کنید : خانواده ای از دوستان و آشنایانتان تشکیل دهید و با آنها امیدها ، آرزوها ، ناراحتی ها و شادی هایتان را شریک شوید..
D – Decide : تصمیم بگیرید: تصمیم بگیرید که در زندگی موفق باشید . در آن صورت شادی راهش را به طرف شما پیدا می کند و اتفاقات خوشایند و دلپذیری برای شما رخ خواهد داد.
E – Explore : کاوشگر باشید : جستجو و آزمایش کنید . دنیا چیزهای زیادی برای ارائه کردن دارد و شما هم قادرید چیزهای زیادی را ارائه دهید. هر زمان که کار جدیدی را آزمایش می کنید خودتان را بیشتر می شناسید.
F – Forgive : ببخشید : ببخشید و فراموش کنید . کینه فقط بارتان را سنگین تر می کند و الهام بخش ناخوشایندی است. از بالا به موضوع نگاه کنید و به خاطر داشته باشید که هر کسی امکان دارد اشتباه کند.
G – Grow : رشد کنید: عادات و احساسات نادرست خود را ترک کنید تا نتوانند مانع و سد راه شما برای رسیدن به اهدافتان شوند.
H – Hope : امیدوار باشید: به بهترین چیزها امید داشته باشید و هرگز فراموش نکنید که هر چیزی امکان پذیر است ، البته اگر در کارهایتان پشتکار داشته باشید و از خدا کمک بخواهید.
I – Ignore : نادیده بگیرید: امواج منفی را نادیده بگیرید . روی اهدافتان تمرکز کنید و موفقیت های گذشته را بخاطر بسپارید . پیروزی های گذشته نشانه و رابطی برای موفقیت های آینده هستند.
J – Journey : سفر کنید: به جاهای جدید سر بزنید و با فکر روشن ، امکانات جدید را آزمایش کنید . سعی کنید هر روز چیزهای جدیدی را بیاموزید ، بدین صورت رشد خواهید کرد و احساس زنده بودن می کنید.
K – Know : بدانید: بدانید که هر مساله ای هر چقدر هم که سخت و دشوار باشد در نهایت حل خواهد شد . همان طور که گرمای مطبوع و دلپذیر بهار پس از سرمای طاقت فرسای زمستان می آید.
L – Love : دوست بدارید : اجازه دهید که عشق به جای نفرت ، قلبتان را پر کند. زمانی که نفرت در قلب شما ساکن است هیچ فضای خالی برای عشق وجود ندارد ، اما موقعی که عشق در قلبتان ساکن است ، تمام خوشبختی و شادی در وجودتان قرار دارد.
M – Manage : مدیر باشید: بر زمان مدیریت داشته باشید ، تا استرس و نگرانی کمتری شما را رنج دهد . استفاده درست از زمان باعث می شود که روی موضوعات مهم بهتر تمرکز کنید.
N – Notice : توجه کنید: هرگز افراد فقیر ، ناامید ، رنج کشیده و ضعیف را نادیده نگیرید و هر نوع کمکی را که قادرید به این افراد ارائه دهید از آنان دریغ نکنید.
O -Open : باز کنید: چشم هایتان را باز کنید و به تمام زیباییهایی که در اطرافتان وجود دارد نگاه کنید ، حتی در سخت ترین و بدترین شرایط ، چیزهای زیادی برای سپاسگزاری وجود دارد.
P –Play : بازی و تفریح کنید: فراموش نکنید که در زندگیتان تفریح و سرگرمی داشته باشید . بدانید که موفقیت بدون شادی و لذت های مشروع ، مفهومی ندارد.
Q – Question : سوال کنید: چیزهایی را که نمی دانید بپرسید ، زیرا که شما برای یاد گرفتن به این کره خاکی آمده اید.
R – Relax : آرامش داشته باشید: اجازه ندهید که نگرانی و استرس بر زندگی شما حاکم شود و به یاد داشته باشید که همه چیز در نهایت درست خواهد شد.
S – Share : سهیم شوید: استعدادها ، مهارتها ، دانش و توانائیهایتان را با دیگران تقسیم کنید ، زیرا هزاران برابر آن به سمت خودتان برمی گردد.
T – Try : تلاش کنید: حتی زمانی که رویاهایتان غیر ممکن به نظر می رسند تلاشتان را بکنید . با تلاش و مشارکت در انجام کارها ماهرو خبره می شوید.
U – Use : استفاده کنید : از استعدادها و توانایی ها یتان به عنوان بهترین هدیه استفاده کنید . استعدادهایی که تلف شوند ارزشی ندارند. استفاده صحیح از استعدادها و تواناییهایتان برای شما پاداش های غیرمنتظره ای به دنبال دارد.
V – Value : احترام بگذارید: برای دوستان و اقوامی که شما را حمایت و تشویق کرده اند ، ارزش قایل شوید و هر کاری که از دستتان بر می آید برای آنها انجام دهید.
X – X-Ray : اشعه ایکس: با دقت و شبیه اشعه ایکس به قلب های انسانهای اطراف خود بنگرید در نتیجه شما زیبایی و خوبی را در قلب آنها خواهید دید.
Y – Yield : اجازه دهید: اجازه دهید که صداقت و درستکاری وارد زندگیتان شود. اگر شما در راه درستی حرکت کنید درانتها خوشبختی را خواهید یافت .
Z – Zoom : تمرکز کنید: زمانی که خاطرات تلخ ، ذهنتان را پر کرده است ، به جاهای شاد بروید . اجازه ندهید که تلخی ها مانع رسیدن شما به اهدافتان شود. در عوض روی توانایی ها ، رویاها و فردایی روشن تمرکز کنید

انتهای پیام/

چهارشنبه, 03 ارديبهشت 1393 07:24

پسر بزرگ آرنود فاندور (آرنولد ون دورن) عضو اسبق حزب آزادی هلند (قوی ترین حزب ضد اسلامی) که خودش در ۲۰۱۲ مسلمان شده بود، نیز مسلمان شد.

«اسکندر امین دی وری» (Iskander Amien De Vrie) پسر آرنود فاندور یکی از ده‌ها فرد است که در جریان نشست‌های همایش بین‌المللی صلح دبی که بتاریخ ۱۷-۱۹ اپریل ۲۰۱۴ برگزار شد، به اسلام گرویده است.

اسلام آوردن پدر وی جنجال تبلیغاتی گسترده ای را در داخل و خارج کشور برانگیخت و کسانی که در اسلام او تردید داشته یا از اقدام او حمایت می کردند با هم به بحث و گفتگو پرداختند. بخصوص اینکه وی زمانی که در حزب آزادی بود با اسلام میانه خوبی نداشت و به تبعیت از حزبش با مسلمانان به شدت مخالفت می کرد.

آرنود فاندور قبل از مسلمان شدنش فیلم ضد اسلامی بنام “فتنه” را منتشر کرده بود. و بعد از این که اسلام آورد، در رسانه‎‌ها اعلام کرده که بخاطر جبران اشتباهات‌اش شدیداً کار می‌کند و پیام اصلی اسلام و سیرت پیامبر (صلی‌الله علیه وسلم) را برای همه بخصوص جوانان هلندی به تصویر خواهد کشید.

انتهای پیام/

جمعه, 22 فروردين 1393 14:04

مشکل این کودک یک بیماری به نام ectopia cordis است که سبب می‌شود قلب خارج از بدن شکل گیرد.این عارضه نادر قلبی تنها در هر 8 مورد از هر یک میلیون تولد بوجود می‌آید و 90 درصد از نوزادان بدنیا آمده با این عارضه یا مرده بدنیا می آینده و یا در 3 روز نخست تولد می‌میرند.
این نوزاد هندی هم اکنون 6 روزه است و نیازمند به انجام یک عمل جراحی برای زنده ماندن است. والدین این نوزاد هندی بسیار فقیر هستند و قادر به تامین هزینه گرانقیمت انجام عمل جراحی برای کودک خود نیستند. در این عارضه قلب کاملا خارج از قفسه سینه قرار می گیرد و شکل گیری عضلات اطراف سینه را با مشکل مواجه می کند.اکثر نوزادان بدنیا آمده با این مشکل در اثر عواملی مانند "نارسایی قلبی" و یا عفونت می‌میرند.
خانواده این نوزاد برای دریافت کمک به جهت درمان کودک خود از سراسر دنیا تقاضای کمک نموده اند.

انتهای پیام/

چهارشنبه, 21 اسفند 1392 15:40

دکتر محمد ایاز نیازی در سال ۱۳۴۳ خورشیدی در شهرستان یمگان از توابع بدخشان زاده شده است. او بعد از ختم دوره‌ی ابتداییه فراگیری علوم اسلامی، راهی پاکستان جهت ادامه تحصیل شد و در دارالعلوم مرکزی دارالقراء پیشاور شامل و در بخش علوم شرعی و قرائت درس خوانده است. همزمان .با آن مکتب شبانه را نیز به پایان رسانیده استدکتر نیازی بعد از ختم دوره‌ی مکتب راهی دانشگاه الازهر مصر شده و در آنجا سند لیسانس را در بخش اقتصاد اسلامی بدست آورده است.دکتر نیازی بعد از ختم دوره دانشگاه در بخش اقتصاد اسلامی ماستری خویش را بدست آورده است.دکتر نیازی در بخش روابط بین المللی از دیدگاه فقه اسلامی نیز سند دکترای خویش را اخذ کرده است.او بعد از ختم دوره تحصیلات عالی از کشور مصر به افغانستان برگشته و از دوسال بدینسو به حیث استاد در دانشکده شرعیات دانشگاه کابل ایفای وظیفه می نماید. دکتر نیازی برعلاوه وظیفه استادی، خطیب مسجد جامع وزیر اکبر خان نیز می باشد.آقای نیازی از جمله چهره های جوان و عالم دینی است که بیشتر جوانان علاقه‌مند بحث ها و سخنرانی های وی میباشند. دکتر نیازی در سن دوازده سالگی قرآن را حفظ کرده است و این خود استعداد و توانایی او را نشان می‌دهد.دکتر ایاز توانسته در شرایط امروز که هجوم فرهنگ بیگانه و مبتذلات وارداتی به عنوان فرهنگ مدرن، بر مفکوره عده‌ی از جوانان افغانستانی تأثیر گذاشته، جمع زیادی از جوانان را متوجه مسؤولیت های دینی شان کند.روز های جمعه در مسجد وزیر اکبر خان بیشتر از سه هزار نمازگزار تجمع می کنند که بیش از هفتاد درصد این جماعت را قشر جوان تشکیل می دهد و اکثراً جوانان بخاطر تبلیغ و سخنرانی های جذاب دکتر نیازی از نقاط دوردست شهر کابل به آنجا می آیند.دکتر نیازی یکی از چهره های درخشان و تابناک در عرصه علوم اسلامی در میان علمای دینی جوان است.

منبع " صفحه رسمی دکترمحمد ایاز نیازی"

یکشنبه, 04 اسفند 1392 13:27

گروه فقهی کشور امارات روز گذشته اعلام کرد که طبق رأی علمای این کشور، زندگی در سیاره ی مریخ اشکال داشته و شرعاٌ حرام می باشد.

این در حالی است که گروهی از علمای الازهر در این خصوص فتوا داده اند که: دانشمندان علم نجوم اعلام کردند که خاک مریخ دارای آب است و مسلمانان می توانند به جای آب از خاک مریخ جهت طهارت استفاده کنند.

گروه فقهی کشور امارات اعلام کردند: از آنجا که نشر اسلام فقط و فقط در زمین و برای اهالی این کره جایز می باشد و پیامبر اکرم(ص) برای گسترش اسلام در کره زمین مبعوث گردیده اند، مسلمانان به دلیل پایبندی به اسلام و احکام آن، نمی توانند به مریخ بروند، زیرا حضورشان در مریخ موجب نشر اسلام در آن کره می شود و این برخلاف بعثت پیامبر اکرم(ص) است، بنابراین رفتن به مریخ و زندگی کردن در آن بر مسلمین حرام است.

 منبع:ادیان نیوز

 

شنبه, 03 اسفند 1392 03:39

 

داکتر ایاز نیازی امام جمعه مسجد جامع وزیر محمد اکبر خان شهر کابل در خطبه های نماز عبادی سیاسی جمعه این هفته ضمن توصیه مردم به تقوی الهی گفت: ظلم از بدترین پدیده های اجتماعی است.
به گفته وی، ظلم نقطه مقابل عدل است، یعنی گذاشتن شی در غیر موضعش، همان گونه که عدل گذاشتن شی در موضعش می باشد.
او گفت: به همین دلیل شرک از بزرگترین ظلم ها محسوب می شود، زیرا عبادت و توسل به غیر خدا است و انجام دادن عبادت در غیر موضعش یعنی برای معبود دروغین می باشد.
به گفته این عالم دینی، همان گونه که شرک ظلم عظیم است و قابل بخشش نیست؛ ظلم انسان بالای انسان نیز قابل بخشش نیست. زیرا حقی تلف شده مخلوق است که اگر شخص ظالم در دنیا مظلوم را راضی نساخت خداوند در روز قیامت در محکمه عدل خود حق او را از ظالم می گیرد.
وی در ادامه سخنان خود گفت: ظلم در یک تقسیم بندی کلی به سه دسته تقسیم می شود ظلم خانوادگی، ظلم داخلی و ظلم جهانی که این سه نوع ظلم امروز در تمام جهان با شدت و ضعف دیده می شود.
به گفته او ظلم خانوادگی، ظلم اعضای خانواده بر یکدیگر می باشد. در حالی که ظلم داخلی ظلم حکام بر رعیت و همچنین ظلم جهانی هم تجاوز و تعدی کشور های قدرت مند و استعمار گر بالای کشورهای فقیر و ناتوان است.
اما به گفته نیازی، ظلم به هر نوعش پدیده خطرناک و ویران کننده است و خداوند حق مظلوم را از ظالم یا در دنیا و یا در آخرت می گیرد.
نیازی افزود: دادگاه خداوند در روز قیامت آنقدر دقیق است که حتی حق حیوان را از حیوان دیگر می گیرد، اگر حیوان شاخداری در حق حیوان بی شاخ ظلم کرده باشد، حقش را باز می ستاند.
وی تاکید کرده که خداوند حق مظلوم را از ظالم می گیرد، ولو هر که باشد و در هر مرتبه و مقام که قرار داشته باشد، اگر چه یک عمر در راه خدا جهاد و عبادت کرده باشد. زیرا حق الناس را هیچ عبادتی جبران نمی تواند.
وی در بخش دیگری از سخنان خود گفت: ظلم جهانی اکثراً بر اساس قدرت طلبی ها و برتری جویی ها و خود خواهی های حکام جور صورت می گیرد و گرنه ملت ها بین خود هیچ نوع دشمنی ندارند.
به گفته نیازی، ملت ها باید آگاه باشند و خود را باید قربانی خود خواهی های حکام جور نسازند و به ناحق از فرمان آنان پیروی نکنند. این همه ظلم هایی که در جهان صورت می گیرد، دلیل عمده اش غفلت ملت ها است.
وی به مناسبت فرارسیدن سوم حوت ۱۳۵۸ قیام عمومی مردم کابل علیه ارتش سرخ شوروی گفت: تجاوز بی شرمانه ی شوروی ها ظلم و تجاوزی بود که توسط برتری جویی ها و زیاده طلبی های حاکمان ابرقدرت شرق صورت گرفت و گر نه ملت ها با هم هیچ دشمنی نداشتند. 
او گفت مردم افغانستان با قدرت ایمان، وحدت و یک پارچگی و با ندای الله اکبر کاخ کرملین را به لرزه در آورد و ارتش سرخ را با خواری و ذلت از افغانستان اخراج کردند.
او در ادامه گفت: ظلم داخلی عوامل متعددی دارد که از آن جمله می توان فقدان قانون، استفاده از قدرت، ندانستن عواقب خطرناک ظلم و مسایل از این قبیل را نام برد.
او گفت: عواملی که سبب افزایش ظلم در جامعه می شود، مثال های واضحش در افغانستان دیده می شود. در حالی که اسلام تاکید می کند و عقل سلیم نیز ایجاب می کند که قدرت یک امانت است و از آن باید در جهت شکوفایی مملکت بهره گرفت.
به باور وی، یک زعیم باید اول قانون را بالای خود و فامیل خود تطبیق نماید و اعتماد مردم را نسبت به خود جلب نماید. زیرا او مسئو لیت سنگین دارد، مگر اینکه حاکم یک فرد دیوانه باشد تا تکلیف از او برداشته شود.
او گفت در جامعه که ظلم باشد، برکت از آن جامعه رخت بر می بندد و حتی برنده ها در لانه های خود به خاطر ظلم ظالم می میرد و سایه شوم آن تمام جامعه فرا می گیرد.
وی در پایان گفت: خداوند ظلم را به عنوان یک پدیده ی خطرناک معرفی می کند در قرآن کریم آنجا که می فرماید: وقتی که اهل قرایی مرتکب ظلم می شود، خداوند آنان را مواخذه می کند و این یک مواخذه دردناک و بزرگ است.

منبع" آورا"

جمعه, 03 آبان 1392 14:41

چندی است که بازار صدور فتاوای مضحک از سوی علمای فرقه وهابیت به شدت داغ شده است و هر کدام برای اینکه شهرت بیشتری کسب کنند، فتوای مضحک‌تری صادر می‎کنند.

به گزارش ابنا، أبوالبراء یکی از این شیوخ وهابی است که خود را در شبکه اجتماعی توییتر با نام «علامه أبوالبراء» معرفی کرده و در زمینه صدور فتاوای مضحک رنج‎های بسیاری را نیز متحمل شده است.
این مفتی وهابی که عضو هیئت امر به معروف و نهی از منکر عربستان سعودی نیز هست، در جدیدترین و مضحک‌ترین فتوای خود، در صفحه شخصی توییترش آورده است: نوشتن عبارت «هههههه» از سوی بانوان دلالت بر خندیدن حرام دارد.
أبوالبراء در توجیه این فتوا می‌افزاید: استفاده از این عبارت بدان جهت حرام است که مردان را به فکر اقدامات حرام می‎اندازد.
بخش مضحک‌تر ماجرا آنجاست که وی آورده است: در صورتیکه از «ه» بیشتری استفاده شود، شدت حرام بودن آن افزایش می‎یابد.
این عضو هیئت امر به معروف و نهی از منکر عربستان سعودی برای جلوگیری از ارتکاب این فعل حرام! چاره ای اندیشیده و ادامه داده است: بهتر است که زنان به جای عبارت «هههههه» از عبارت «خنده عفیفانه» استفاده کنند.
پیش‎تر نیز أبوالبراء در فتوایی در مورد «استفاده زن از کولر در غیاب همسر» گفته بود: روشن کردن کولر برای زن، در غیاب شوهر حرام است. وقتی زنی در غیاب همسر خود کولر خانه را روشن کند، ممکن است همسایه متوجه شود که زن در منزل است و به همین سبب مرتکب زنا و فحشا شود.
 
نظریات شما

 

یکشنبه, 07 مهر 1392 15:08

 

قضاوت پوه فضل احمد معنوی

موقعیت سیاسی زنان در اسلام، یکی از موضوعات مورد بحث عصر حاضر می باشد؛ به ویژه در کشور ما افغانستان. پس از حاکمیت طالبان و به و جود آمدن فضای متفاوت سیاسی، مسئله ی زنان از پر رونق ترین مسایلی است که در مجامع ملی و بین المللی، مورد بحث قرار می گیرد.

نهاد های حقوق بشری، عمده ترین فعالیت های خود را، به موضوع زنان، اختصاص داده اند و هزینه های هنگفت در این زمینه به مصرف رسید که انجو ها و موسسه های زیادی از گرمی بازار این مسئله استفاده نموده و به سرمایه های کلان دست یافتند.

افراد فرصت طلب هم از این راه به ویزه های کشور های اروپایی و امریکا، دست یافتند که سال ها خواب آن را می دیدند، همچنان از دعوت نامه های نهاد های حقوق بشری، به پناهندگی استفاده نمودند؛ اما این حرکت های نمایشی نتوانست در اعاده ی حقوق زنان طوری که انتظار می رفت، اثر مثبت به جا گذارد.

این ها برای توجیه عدم کارایی خود، مسوولیت این ناکامی ها را، به دوش دین اسلام و جامعه ی سنتی انداختند وبا استدلال های غلط، خواستند رویارویی را، در میان رهبران مذهبی و زنان، ایجاد نمایند که خوشبختانه با روشنگری علمای اسلامی کشور و آگاهان جامعه، جلو این سوء تفاهم ها گرفته شد و رفته رفته مبارزه ی اعاده ی حقوق زنان، بستر اصلی خود را خواهد یافت.

این مبارزه نیاز جدی به یک هم آهنگی جوانب مختلف دارد، تا به دور از تعصب های کور و هوس های پوچ موقف و جایگاه زنان را، در افغانستان به گونه ای که شایسته ای شان است، تثبیت نماید و از هر گونه افراط و تفریط که در گذشته ها اِعمال شده و پیامد نادرست را، به جا گذاشته، جلو گیری گردد.

زنان از لحاظ شخصیت انسانی، مانند مردان اند

قرآن کلام خداوند، دساتیری را صادر نموده است که انسان ها را به انجام اعمالی امر و از برخی امور، منع می نماید که عمدتاً این فرامین با جمله های "یا ایهالذین آمنو" ( ای آنا نی که ایمان آورده اید) و یاهم "یاایهالناس" (ای مردم) آغاز می گردند. در تمام این دساتیر زنان و مردان، یکسان مورد خطاب خداوند قرار گرفته اند.

از همین جهت است که همه انسان ها- اعم از مرد و زن-  به گرفتن روزه، ادای نماز، دادن زکات، رفتن حج ، جهاد در راه خدا و سایر مکلفیت های دینی، یکسان مسؤولیت دارند. همچنان تمام انسان ها – مرد و زن- از حرام، دزدی، زنا و شراب ممنوع هستند؛ مگر در موارد خاص که اختصاص به زنان و مردان داشته باشد.

قرآن کریم انسان ها را متعلق به جفتی از زن و مرد می داند که اساس بشر را در کره ی زمین، بنا کرده اند و این بشر همه باهم یکسان اند، فضیلتی که وجود دارد، مربوط به معنویت انسان است که با صفا و تزکیه (تقوا) برتری را حاصل می نماید: "یا ایهالناس انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوبا و قبایل لتعارفو ان اکرمکم عند الله اتقاکم"

تقسیم وظایف به شکل قرار دادی که ناشی از تمایلات طبیعی انسان می باشد، معنی برتری را افاده نمی تواند و گاهی هم ممکن است این قرار داد، معکوس صورت گیرد که معضله بزرگ، ایجاد نخواهد کرد و چنین تقسیم طور الزامی دسته بندی شده باشد.

مشکل زمانی بار خواهد آمد که برخلاف تمایلات طبیعی جنس مرد و زن، تقسیم وظایف صورت گیرد. از همین جا است که در طول تاریخ تقسیم  وظایف عمده بر مبنای علاقه و تمایلات طبیعی میان زن و مرد، صورت گرفته است که هر دو از کار خود راضی بوده و به آن عشق ور زیده اند .

حق زند گی

زنان مانند مردان از حق زندگی برخوردار اند. هیچ کس نمی تواند این حق را بدون مجوز شرعی و قانونی آن هم به حکم مرجع با صلاحیت، سلب نماید.

هرگونه تعرض در برابر حق حیات قابل شدید ترین مجازات است شریعت اسلامی زن را، در برابر مرد و مرد را در برابر زن، قصاص می نماید.

هیچ یک از طرفین نمی توانند بر مبنای روابط نَسَبی یا زوجیت، حق زندگی را سلب نمایند، حتا حق گرفتن زندگی خودرا هم ندارند؛ با به عباره ی دیگر در حیات مادی باهم یکسان اند و حفاظت از این حق واجب است تا اگر خطری یا مرضی متوجه حیات مادی انسان اعم از زن و مرد می شود، از آن یکسان حمایت صورت گیرد. اگر غفلتی صورت گرفت و این غفلت عمدی باشد، مورد تعقیب دنیوی  قرار می گیرد.

قرآن کریم برای اثبات هرچه بیشتر این حق، به ویژه برای زنان که در زمان جاهلیت مورد تعرض قرار می گرفتند، چنین بیان می دارد: "اذالمؤدة سألت بأی ذنب قتلت" (قیامت روزی است که از دختری به گور شده بپرسند که به کدام گناه کشته شده است؟ آیا به گناهی که او از جنس موئنث است و خداوند بدون مشوره یا صلاحیت خود او، او را مونث خلق کرده باید کشته شود) در واقع قرآن به گونه ی تعجب آمیز موضوع را مطرح می کند که این چه جنایت بزرگی است که عقل آنرا نمی پذیرد که انسانی بخاطر زن بودن، کشته شود.

وقتی حق زندگی را به طور مساوی پذیرفتیم تبعات حیات که زندگی سیاسی و اجتماعی است که به حکم اصل مستقیماً پذیرفته می شود.

حق سیاسی زن

حقوق اجتماعی، اقتصادی و سیاسی زنان در پرتو حق حیات آن ها مانند مردان است، کسی نمی تواند در این حقوق تعرض نماید و یا زنان را از این حق شان محروم سازد. از آن جایی که بحث مورد نظر ما که حق سیاسی زنان است می پردازیم به جزئیات این موضوع از نظر فرهنگ و مکتب اسلام.

زنان می توانندن رییس جمهور باشند

این موضوع یکی از مسایل بحث برانگیز میان فقها و مجتهدین اسلامی بوده که به مرور زمان، اکثراً پذیرفته اند که بالاترین حق سیاسی زن که رهبری جامعه است صریحاً ممنوع قرار نگرفته است؛ بلکه اگر زنی واجد شرایط باشد که از عهده ی این مسوولیت بیرون گردد، شایسته است نسبت به مردی که فقط مرد بودن امتیاز او باشد.

قصه ملکه سبا در قرآن کریم واضح است که نمایانگر درایت وکفایت ملکه در امر حکومت و نظام داری را نشان می دهد و یاهم زن فرعون با فرعونی که رهبری  را به عهده داشت قابل مقایسه نبوده و اگر انتخاب در میان می بود کدام یک واجد شرایط رهبری بودند؛ فرعونی که ظالم بود و دعوای خدایی می کرد و یا آسیه که زنی مؤمن و خداپرست بود؟

پاسخ روشن است، پس اگر فرعون باشد و آسیه، باید فرعون رهبر شود صرف به خاطری که مرد است؟

استدلال به حدیث "لن یفلح قوم ولو امرهم امره" (هرگز کامیاب نمی شود قومی که امور شان به دست زن سپرده شود) از چند لحاظ قابل دقت است:

1-حدیث اخباری است، نه انشایی یعنی صریحاً امر و نهی صورت نگرفته است؛ بلکه از واقعه ی خبر داده می شود. اگر حرمت قطعی در زمینه منظور می بود، مانند سایر محرمات به نص صریح حرام قرار می گرفت.

2-وقتی دلیل صدور حدیث را در یابیم می دانیم که واقعاً مربوط ساسانی های فارس است که پیامبر به شکل اخباری موضوع را بیان می دارد و متعلق به حادثه ی ذکر شده است که عمدتاً مخالفت به یک نظام موروثی است؛ زیرا ارثی بودن زعامت به اندازه  در میان فارس ها از جدیت برخوردار بوده که اگر مردی عادی هم در خانواده پیدا نمی شد زنی از خانواده جانشین می گردید تا اصل موروثی بوددن زعامت، حفظ شود.

3-هرگاه این یک دستور عمومی می بود صریحاً در موارد مختلف با دستورهای واضح و با تبصره از عوامل و انگیزه ها، ذکر می شد.

4-اصل در اشیا اباحت است، یعنی هر کاری را انسان می تواند انجام دهد، مگر اینکه حکمی به حرمت آن صادر شده باشد. اینجا اگر حدیث صحیح باشد، از احادیث احاد است که نمی توان اصل اباحت و جوازیت را به احادیث احاد، حرام قرار داد با آن که صحت حدیث از لحاظ راوی هم قابل دقت است.

5-اینجا کلمه ی (ولو امرهم) ذکر گردیده که سپردن عام و تام صلاحیت را افاده می کند، در حالی که ریاست جمهوری های موجود و مروج، صاحب تمام صلاحیت ها نیستند؛ بلکه قانون های اساسی صلاحیت های رییس جمهور را، مشخص می سازد؛ آن هم در مطابقت به قانون.

عمدتاً قدرت در میان قوه های اساسی دولت تقسیم می شود که دشوار خواهد بود، کلمه ی (ولوامرهم) را بتوانیم به عنوان لفظ صریح به ریاست جمهوری اطلاق نماییم. همچنان می توانیم  کلمه ی ( ولو امرهم) را در همه امور قابل تطبیق بدانیم و فرقی میان کار های بزرگ، مانند زعامت و کارهای کوچک قایل نشویم که خود این امر هم اشکال بزرگی را، به بار خواهد آورد.

6-در جمع می توان پذیرفت که در آن زمان و شرایط مردان خردمند و مدبران آگاه به وفور یافت می شدند؛ اما زنان واجد شرایط کم بودند، اما اگر شرایط تغییر نمود و زنان فاضلی یافت شدند که مردی به پای آن ها نیافتیم و مردم به آن ها اعتماد نمودند، انصاف چیست؟ پاسخ واضح است.

7-کلمه ی لن یفلح (که هرگز کامیاب نمی شود) ملتی که رهبری آن ها را زن عهده دار باشد. اینجا بحث از مدیریت است، مدیر ضعیف ناکام است و در مدیریت ناکام یقیناً هیچ ملتی کامیاب نمی شود. شاید آن زمان زنی در آن قوم مدیریت ناتوانی داشته است؛ اما اگر مدیریت زنی به اثبات رسید که می تواند دست آورد داشته باشد پس از نظر اسلام  زن بودن مانع کامیابی نیست. اسلام عزیز طرفدار عقلانیت، مدیریت، نظام و اداره است، نه طرفدار محض عاطفه و احساسات. معیار جنسیتی در مدیریت، یک معیار صرف عاطفی خواهد بود.

8-آیه ی قرآن کریم  که به صورت روشن از کمال، تدبیر ملکه ی اهل سبا یاد می کند، نمی تواند در تعارض با حدیثی قرار بگیرد که در قوت خود از مرتبه ی حدیث متواتر و مشهور نیز پائین است.

اگر آیات مربوط به ملکه سبا را مربوط به قوم و ملت خاصی بدانیم، می شود این حدیث را نیز همانند تفسیر فوق مربوط به قوم و طایفه ی خاص قرار دهیم، مشکل خود بخود حل می شود.

در نتیجه می توان گفت که در کشور های اسلامی، زنان زیادی به عنوان صدر اعظم و رییس جمهور، انتخاب شده اند که دست آورد های خوبی هم داشته اند؛ ولی جز عده ی کوته اندیشان، دیگران زبان اعتراض نگشودند و عملا از حاکمیت آن ها، حمایت و پشتیبانی کردند. کشورهای اندونیزیا، پاکستان و بنگله دیش دلیل بر این ادعا است.

برخی از علمای پیشین و مجتهدین، زعامت زنان را نپذیرفته اند و تعبیر های مختلف در تحلیل از موضوع، داشته اند. عده ی به این نظر بودند که چون زعامت از آن انبیا علیه السلام است؛ پس خلافت انبیا را نباید زنان داشته باشند و یاهم قضاوت و داوری، مال سلطان است.

زنان چون در بعضی از امور اهل شهادت نیستند، نمی توانند اهل قضاوت باشند و تعبیر های مختلفی در زمینه بیان شده است. در مسئله ی خلافت می توان به استدلال پیشینیان توجه نمود؛ اما کار ریاست جمهوری و یا صدر اعظم، از خلافت جدا است، در اینجا عموم و خصوص من وجه و جود دارد که صلاحیت های رییس جمهور را خلیفه دارا است؛ ولی تمام صلاحیت خلیفه را رییس جمهور ندارد.

قیاس خلیفه به رییس جمهور، از لحاظ اصول قیاس متفاوت است. به این نکته باید توجه داشت که بحث امپراتور، خلیفه، سلطان، پادشاه با رییس جمهور، متفاوت است که هر کدام مصداق متفاوت را ایفا می نماید و قضاوت هم حق نسبتاً سیاسی است که در این بحث به گوشه ی از آن می پردازیم.

داوری (قضاوت) 

قضاوت در اسلام، منصب بزرگ و پر مسوولیت است که از یک جایگاه رفیع و بلند برخوردار می باشد. صلاحیت های قاضی، از عمده ترین صلاحیت سلطان است که با تفویض این صلاحیت به قاضی در واقع قاضی را هم ردیف و حتا بالاتر از حاکم، قرار می دهد.

در قضاوت زنان، اندک قیل و قالی  مطرح است.  در مذهب امام ابوحنیفه کاملا وا ضح است که زنان می توانند قاضی باشند، در این میان احناف فرقی را قایل شده اند که تنها در حدود قصاص صرف مردان قضاوت نمایند و این هم ناشی از استدلالاتی است که تعلق به قیاس دارد و محض اجتهاد است. دلیل قطعی در رابطه موجود نیست، از همین جهت بعضی از بزرگان، صاحبان مذهب مانند طبری، در تمام امور زنان را اهل قضاوت دانسته اند. پذیرفتن قضاوت زنان تمام اشکال حقوق سیاسی زنان را، مرفوع می سازد؛ زیرا هیچ مسوولیت سیاسی تمی تواند به پایه ی مسوولیت قضایی برسد.

کاندید شدن زنان

وقتی اصل مسوولیت پذیری را، نسبت به زنان پذیرفتیم و راه رسیدن به این مسوولیت ها و وظایف را از طریق انتخابات قرار دادیم و اصل انتخابات را، بهترین وسیله برای گزینش مسوولین آگاه، عاقل و مدبر قبول نمودیم، راه کاندید شدن زنان را آسان تر می سازد؛ زیرا در یک سرزمین اسلامی مسلمانان اند که رای می دهند وقتی آن ها بپذیرند که زنی برای آینده شان مفید است و به او رای دهند، مشکلی باقی نخواهد ماند و در زمینه مانعی وجود ندارد، تا به استدلال به آن زنان را از حق کاندید شدن محروم نمود.

از جانب دیگر، انتخاب نمودن یک وجیبه است تا مردم بتوانند به خواست خویش نظامی را برگزینند که مورد اطمینان و خواست شان باشد؛ مسلماً حاکمیت از آن مردم یک جامعه است که متشکل از مردان و زنان می باشد.

 آثار حاکمیت، اعم از تامین امنیت، عدالت، دفاع، آسایش، گرفتن عشر، ذکات، مالیه، محصول، مجازات مجرمین، اطاعت از اولوالامر، همه مشترک میان زنان و مردان است. این آثار مرتبه وقتی می تواند شامل هر دو جنس (مرد و زن) گردد که انتخاب، نیز مشترکاً صورت گرفته باشد در غیر آن صورت کسی که بیعت به سمع و اطاعت نکرده باشد، مکلف به آن نیست در حالی که زعامت سمع و طاعت را، از زن و مرد می خواهد.

موضوعی که اختلاف در این زمینه ها ایجاد می نماید، شکل موضوع است نه اصل و محتوای آن. وقتی راه حل برای مشکل نیافتیم، اصل محتوا را رد می نماییم که چنین مغالطه علماً مردود است.

ما مکلف هستیم تا شکل موضوع را به گونه ی آماده سازیم که اصل، آسیب نبیند. ما در شکل بیعت، انتخاب شدن، انتخاب نمودن، کار کردن در امور اجتماعی، درس و تحصیل زنان، معیار های را قایل هستیم که این معیار ها متضمن شرف، عزت و مقام زنان بوده است. جامعه ی انسانی نیاز مبرم به ساختاری دارد که بتواند، شخصیت فرد و اجتماع را، محفوظ نگه دارد تا فساد، فتنه و بی ثباتی در آن جامعه راه نیابد.

انظباط پذیری شکل موضوع است که هیچ چیزی از شخصیت و حقوق مردم، نمی کاهد؛ با آن که مواظبت و رعایت آن، خالی از دشواری نیست.

 

نظریات شما