دوشنبه, 06 دی 1395 04:10

قانون منع خشونت علیه زنان و کودکان، به این ترتیب، به تصویب هر دو بخش پارلمان، سنا و ولسی‌جرگه رسید. طرح این قانون منجر به شکل‌گیری گفت‌وگوها و جدال‌های زیادی شد. از یک جهت قانون منع خشونت علیه زنان و کودکان، به‌خصوص در بخش زنان به مبارزه‌ی سازوکارهای سنتی تبعیض‌محور رفته است و از جهتی دیگر مدعی اعاده‌ی حقوق زنان به‌مثابه‌ی یکی از کانون‌های قربانی خشونت و ستم در جامعه است. پرسشی که می‌توان پس از تصویب موفقانه‌ی این قانون طرح کرد، این است که آیا پس از این می‌توان شاهد کاهش ستم و تبعیض علیه زنان بود؟ به‌عبارت دیگر، این قانون چه نقشی را در کاهش رنج و مرارت زنان بازی خواهد کرد؟
در این قانون هرگونه مصداق خشونت، ستم، تبعیض و شرارت علیه زنان نفی شده و ارتکاب به این موارد جرم پنداشته می‌شود. بر مبنای این قانون کسانی که اقدام به یکی از اشکال خشونت علیه زنان کنند، مجازات می‌شوند. از این منظر، ازدواج اجباری، تجاوز جنسی، لت‌وکوب، تعرض به حریم خصوصی، نکاح قبل از سن بلوغ (که برای زنان، ۱۶ سال تعیین شده)، توهین و تخویف، انزوای اجباری و مواردی مانند آن، از مصادیق اصلی خشونت علیه زنان تعریف شده است. از این‌حیث، این قانون دست‌کم در سطح مکتوب، تلاش کرده تا کلیه اشکال خشونت علیه زنان را مدنظر قرار بدهد و برای کاهش آن تمهیداتی بسنجد. از جهتی دیگر، نگاهی به آمار و ارقام و ارزیابی‌های انجام‌یافته در مورد خشونت علیه زنان، کافی است تا به لایه‌ها و گستره‌ی آن پی ببریم. در طی سال‌های گذشته، میانگین ثبت خشونت علیه زنان در هر شش ماه، افزون بر ۵هزار مورد بوده است. بخشی از این خشونت‌ها، ریشه‌ در منازعات بیناخانوادگی دارد. مثلاً در یک مورد در ولایت دایکندی، همسر اول یک مرد، بینی همسر دوم آن مرد را برید. گرچه همسر جوان‌تر قربانی خشونت مخوفی بود، اما به‌دلیل تن دادن به ازدواج با مردی که همسر داشت، در تولید این خشونت نقش بازی کرده بود. از این‌حیث، می‌توان گفت که قانون منع خشونت علیه زنان، در مهار خشونت‌های این‌چنینی دست بازتری دارد و می‌توان انتظار داشت نقشی در کاهش آن داشته باشد. اما بخشی از خشونت‌ها علیه زنان، ریشه در نگاه ستبر سنتی و ساختار و آگاهی زن‌ستیزانه‌ی جامعه دارد. سنگسار زنان توسط طالبان که در اکثر مواقع همراهی و یاری مردم را نیز به همراه داشته، یکی از مواردی است که می‌تواند این قانون را با مشکل جدی‌یی روبه‌رو سازد. ازدواج اجباری و لت‌وکوب زنان نیز از مواردی‌اند که نمی‌توان بی‌توجه به ریشه‌های اجتماعی و فرهنگی آن، انتظار کاهش‌اش را داشت. سنت زن‌ستیز و ساختار مردسالار جامعه، بخشی از این قوانین را در عرصه‌ی اجرا با مشکل مواجه می‌کند. ازدواج دختران نابالغ متأسفانه با تکیه بر منابع دینی و به نفع فضای حاکم مردسالار توجیه می‌شود. خانواده‌ها لزوماً این حق را مختص به خود می‌پندارند که چه زمانی اسباب ازدواج دختران‌شان را فراهم آورند. در غالب مواقع اتفاق افتاده که دختری نابالغ به ازدواج مردی نسبتاً مسن درآمده است. بر مبنای قانون جدید، این کار عملاً جرم است. اما پرسش این است که در صورت عدم شکایت متضرر چه‌گونه می‌توان جلو این پدیده را گرفت.
از جهتی دیگر بخشی از خشونت‌ها علیه زنان با توجه به رشد شبکه‌های مجازی، سایبری شده است. در شبکه‌های مجازی، خشونت علیه زنان با همان حدت و شدتی تسری یافته که در فضای واقعی بر زنان اعمال می‌شود. تعرض به حریم خصوصی، هتک حرمت زنان از این طریق، سوءاستفاده از تصاویر زنان و تلاش برای ضربه زدن به شأن و منزلت اجتماعی آن‌ها و اذیت و آزار در چت‌گروپ‌ها مواردی‌اند که در جامعه‌ی افغانی شایع شده‌اند. در قانون منع خشونت علیه زنان، به این بخش توجه کمتری صورت گرفته است. به‌صورت مشخص این قانون متمرکز بر فضای واقعی است. گرچه در این قانون شناسایی عوامل و منابع خشونت علیه زنان مورد تأکید قرار گرفته است، اما روشن است که یکی از منابع خشونت، فضای مجازی و رسانه‌های اجتماعی است.
با این‌حال، می‌توان به کمک این قانون برای کاهش خشونت علیه زنان خو‌شبین بود. دست‌کم زنان در صورت شکنجه شدن می‌توانند به‌روشنی و بر مبنای قانون خواستار اعاده‌ی حق‌شان شوند. با این‌حال، نباید از این نکته غافل شد که صرف تصویب یک قانون گره از این معضل کلان اجتماعی نمی‌گشاید. در افغانستان فاصله‌ی قابل اعتنایی میان تصویب و اجرای قانون وجود دارد. این فاصله به آن اندازه است که بتوان پیش‌بینی کرد بسیاری از زنان به‌رغم شکنجه شدن، نتوانند به دادخواهی و استمداد از قانون امیدوار باشند. در کشوری که مجلس نمایندگان آن به‌طرز آشکاری فراتر از زمان قانونی‌اش به کار خود و کسب امتیازات اعضای آن ادامه داده، نمی‌توان به تطبیق و اعتنا به قانون چندان امیدوار بود. پولیس و نهادهای عدلی در اجرای این قانون نقش کلیدی دارند، اما مسأله این است که هر دو نهاد خود عملاً غرق در فساد و ناتوانی و نسبت به قانون بی‌پروا و ناپاسخگواند.

اطلاعات روز

یکشنبه, 21 آذر 1395 07:59

نمایندگی مجمع حقوق دانان افغانستان در ولایت بلخ سیمینار سه روزه را تحت عنوان «اسباب کسب ملکیت زنان در شریعت و قانون» در دانشگاه مولانا جلال الدین محمد بلخی دایر کرد.
در اخیر برنامه برای اشتراک کننده گان تصدیق نامه‌ها از جانب مجمع حقوق دانان افغانستان در بلخ اهدا گردید.
از سوی هم تقدیرنامه از سوی آن نهاد تحصیلی به نمایندگی مجمع حقوق دانان افغانستان در ولایت بلخ اهدا شد.

15267839 618259381679987 1171175767353646544 n

سه شنبه, 11 فروردين 1394 12:17

مجلس سنا، با آرای موافق اکثریت قاطع سناتوران حاضر در این مجلس، قانون برگزاری مراسم عروسی را تایید کرد.
به نقل از خبرگزاری جمهور؛ محی الدین منصف رییس کمیسیون عدلی و قضایی مجلس سنا طرح قانون برگزاری مراسم عروسی را به جلسه عمومی امروز سه شنبه این مجلس پیشنهاد کرد.
آقای منصف افزود که کمیسیون عدلی و قضایی برخی تغییرات و تعدیلات سطحی را نیز در این قانون وارد کرده است.
سپس تعدیلات کمیسیون عدلی مجلس سنا به رای گیری گذاشته شد که با آرای اکثریت قاطع سناتوران تایید شد.
تنها مورد اختلافی سناتوران ماده ۱۰ این قانون بود. در این ماده آمده است که در برگزاری مراسم عروسی طرفین حق ندارند بیش از ۵۰۰ نفر مهمان را دعوت کنند. برخی نمایندگان مخالف این محدودیت بودند و کمیسیون آنرا به جا می دانست که در نتیجه نظر کمیسیون تایید شد.
برای تایید این قانون، کمیسیون مختلط از هر دو مجلس دایر خواهد شد و پس از توافق این کمیسیون جهت توشیح به رییس جمهور غنی فرستاده خواهد شد.
قانون برگزاری مراسم عروسی در چهار فصل و ۲۳ ماده تنظیم شده است.
جلوگیری از رسوم ناپسند، حفظ ارزش های پسندیده فرهنگی، جلوگیری از مصارف گزاف در عروسی ها، جلوگیری از فساد اخلاقی و اصلاح جامعه، حفظ شیرازه خانواده و تامین روابط حسنه میان زوج ها و خانواده های آنان از اهداف اصلی این قانون است.
این قانون به حیث طرح پیشنهادی اعضا به مجلس پیشنهاد شد و سپس مورد تایید نمایندگان قرار گرفت.
از سویی هم؛ کنوانسیون ممنوعیت استفاده از سلاح های متعارف در منازعات مسلحانه در داخل ۱۱ ماده و ۵ پرتوکول از سوی مجلس سنا رای تایید گرفت.
افغانستان در سال ۱۹۸۱ میلادی به حیث عضو این کنوانسیون، آن را امضا کرده است.

انتهای پیام/

سه شنبه, 11 فروردين 1394 12:11

رییس تحقیقات جنایی وزارت داخله کشور از تشکیل پرونده نسبتی برای کسانیکه از حادثه قتل فرخنده حمایت فکری و معنوی کردند، خبر داده است.

جنرال ظاهر ظاهر، می گوید که سیمین غزل حسن زاده، معین نشراتی وزارت اطلاعات و فرهنگ مشمول کسانی است که پرونده نسبتی شان به دادستانی فرستاده شده است.
آقای ظاهر به رادیو آزادی گفته که اتهام تعداد از متهمان این است که از حادثه قتل حمایت فکری و معنوی کرده و زمنیه اخلال در نظم اجتماع را فراهم کردند.
به گفته ظاهر، جریحه دار کردن احساسات مردم به هر شکلی که باشد در قانون جرم پنداشته می شود و عاملان آن سزاوار محاکمه هستند.
رییس تحقیقات جنایی وزارت داخله می گوید که خانم سیمین حسن زاده به عنوان معین نشراتی وزارت باید مسوولان حرف بزند و در مورد اظهار نظراتش در قتل فرخنده باید به دادستانی پاسخگو باشد.
اخلال در نظم جامعه از جمله جرایم مهم کیفری در قوانین افغانستان محسوب می شود و قانون مجازات اخلالگران را به جریمه های نقدی، حبس و محرومیت از وظیفه پیش بینی کرده است.
طبق قانون، اگر ارتکاب جرایم نظم عامه شدید باشد و باعث مختل شدن نظم جامعه و بروز حوادث شدیدتر شود، مرتکبین این جرایم به جزاهای سنگین تر محکوم می شوند.
سیمین غزل حسن زاده، معین نشراتی وزارت اطلاعا و فرهنگ، زلمی زابلی، عضو مشرانو جرگه، محمد ایاز نیازی خطیب مسجد وزیر اکبرخان و حشمت الله ستانکزی چهار تن هستند که در روز نخست از حادثه قتل فرخنده حمایت کرده و به نحوی این گونه برخورد را موازی با اموزه های اسلامی خواندند.
هر چند خانم حسن زاده و آقای نیازی در روزهای بعدی، با انتشار پیام و ویدیوهایی از اظهار نظر در این باره عذر خواهی کرده و گفتند که نظرات آنها درست منعکس نشده است.
گفته می شود که وزارت داخله، آقای ستانکزی را از سمتش برکنار کرده است.
جنرال ظاهر هر چند در مورد پیگیری کسانی دیگری که در روز نخست قتل فرخنده از این حادثه حمایت فکری کردند، توضیحات نداده اما گفته است افراد که از این حادثه حمایت کرده مورد پیگرد قانون قرار می گیرند.
آقای ظاهر گفت: "اگر کسی این مساله را تحریک می کند و می گوید که خوب شده این کار شده باید از نزد اش بازپرس صورت گیرد و در هر پُست و مقامی که است باید در زندان انداخته شود."
قتل فرخنده واکنش های تندی را در داخل و خارج از کشور بدنبال داشت و صدها هزار تن خواستار محاکمه عاملان این حادثه شده اند.
وزارت داخله در پیوند به حادثه قتل فرخنده، 46 تن از جمله 19 مامور پولیس را دستگیر و به دادستانی معرفی کرده است.
وزیر حج و اقاف نیز گفته است که قتل فرخنده نقطه عطف در تاریخ افغانستان شد و همه را بیدار کرد.

 

 

دوشنبه, 10 فروردين 1394 15:14

علی ظفر یوسفی وکیل مدافع:
جایگاه زنان در قانون اساسی:
قانون اساسی افغانستان مصوب سال 1382 به عنوان وثیقه ای ملی، همان انعکاس خواسته های توده ها از حکومت و حدود و صلاحیت های حکومت را تبیین می کند؛ در قانون اساسی تمام حقوق و وجایب اتباع ساکن در کشور ثبت و تسجیل شده، از جمله جایگاه زنان در این قانون به خوبی روشن و مبرهن ترسیم شده؛ از هر نگاه زنان را مورد حمایت قرار داده، با الهام از این که قانون اساسی در ماده ای هفت دولت را ملزم به قانون حقوق بشر و کنوانسیون های بین المللی کرده نشان دهنده ای تساوی حقوق تعلیمی، اجتماعی و سیاسی زنان با مردان است.
جایگاه تعلیمی زنان در قانون اساسی
 در ماده 22 قانون اساسی صراحت دارد که : «هر گونه تبعیض میان اتباع افغانستان ممنوع است و اتباع افغانستان اعم از زن و مرد در برابر قانون دارای حقوق و وجایب مساوی می باشند» آن چه در افغانستان بیشتر مروّج است تبعیض و نابرابری زن و مرد در حقوق شان است، متاسفانه که هنوز هم این تبعیض رواج دارد خصوصاً در مناطق دور دست و اطراف، در بین خانواده ها از این گونه نابرابری ها فراوان دیده می شود، والدین در تعلیم و تحصیل بین پسر و دخترشان، فرق می گذارند، دختر یا اصلا اجازه ای مکتب رفتن ندارد یا این که تا حد صنف متوسطه، از آن به بعد این حق را از دختران شان سلب می کنند؛ این جفای آشکاری است به سرنوشت یک قشر از جامعه که آن ها هم مثل بقیه حق زندگی دارند. در ماده ای چهل و سوم قانون اساسی آمده است که: «تعلیم حق تمام اتباع افغانستان است؛ تا درجه ای لیسانس در موسسات تعلیمی دولتی از طرف دولت رایگان تامین می گردد» تعلیم و تحصیل از حقوق اساسی تمام تبعه ای این سرزمین است پسران و دختران، زنان و مردان حق مساوی دارند که در مراکز تعلیمی و تحصیلی درس و تحصیل کنند. ولی همان طور که گفتیم این حق به طور باید و شاید به تمام اتباع افغانستان داده نه شده؛ این ماده ای قانونی کم و بیش در مراکز و شهرها تطبیق شده؛ آن چه که مهم است این است که در بیشتر مناطق به نسبت نبود مراکز تعلیمی و یا هم موانع دیگر دختران از این حق محروم هستند. ماده ای چهل و نهم قانون اساسی دولت را مکلف کرده که در باره ای انکشاف متوازن تعلیمی زنان و امحای بی سوادی در کشور... پروگرام های موثر طرح و تطبیق کند. که این هم یک نوع توجه ویژه ای دولت به زنان است و اگر این برنامه های طرح و تطبیق گردد مسلّم است که سواد پیدا کردن زنان مقدمة برای آگاهی آنها از حقوق شان است.
جایگاه سیاسی زنان در قانون اساسی:
زنان نیم پیکر اجتماع افغانستانی را تشکیل داده و در جامعه ای که همه حق زندگی دارند باید همه به طور مساوی حق سیاسی و تعیین سرنوشت نیز داشته باشند؛ حق سیاسی مهم ترین حقی است که تضمین کننده ای فردای افراد جامعه است؛ در این حق نیز قانون اساسی در ماده ای سی و سه نگاشته است: «هر افغان حق انتخاب کردن و انتخاب شدن را دارا می باشد» یعنی قاطبه ای افراد جامعه می توانند در انتخابات ریاست جمهوری، پارلمان و شورای ولایتی اشتراک کنند انتخاب کنند و با در نظر داشت شرایط، حق دارند انتخاب شوند و در قانون اساسی کدام ممانعتی در این باره وجود ندارد.


جایگاه انسانی زن در قانون اساسی:
البته که واکنش ها و فعل و انفعالات اجتماعی بیشتر زاده ای تفکر، ذهنیت ها و ایده هایی است که یا از پیشینیان مانده یا جدیداً اختراع شده بدبختانه آن چه که انواع و اقسام خشونت در حق زنان صورت می گیرد بیشتر همین ذهنیت ها و داده های فکری و ذهنی یک عده افراد است، که بدین جهت جایگاه زن در متن جامعه اصلا رضایت بخش نبوده، توهین ها تحقیرها و انواع تهمت های بی مورد به زنان وجود داشته و حالا هم این سنت ها و روش ها به نوعی وجود دارد؛ به این نوع تحقیر ها هم خلاصه نه می گردد بلکه مستقیما گوش و بینی و انواع آزار و اذیت جسمی و روحی برای زنان در حال پیمودن قوس صعودی خودش هست. این مشکلات و خشونت ها در مدت کوتاه قابل حل نیست بلکه حکومت باید ذهنیت ها و ایده های مردم را  از انحرافات پاک گرداند، با راه اندازی تبلیغات و کمک گرفتن از وزارت حج و اوقاف می توان این نوع خشونت را کاهش داد.
در ماده ای بیست و نهم قانون اساسی آمده است که: «تعذیب انسان ممنوع است...» هر نوع شکنجه که مخالف کرامت انسانی باشد از نظر قانون اساسی مردود است، تعذیب و شکنجه چه علیه مرد باشد یا علیه زن محکوم است و عاملین این قضایا باید مجازات گردند.
با این که قانون اساسی افغانستان در ماده ای بیست و سوم زندگی را موهبت(بخشش) الهی دانسته و گفته که هیچ کس (چه مرد چه زن) بدون مجوّز قانونی از این حق محروم نه می گردد. اما در اجتماع آشفته ای ما زنان بدون کدام امر قانونی و شرعی حق حیات و زندگی شان سلب می شود، و ارگان های عدلی و قضایی هم از پیگیری این گونه حوادث عاجزند و قاتلین و جنایت کاران به کیفر شان نه می رسند.
 
جایگاه قضایی زنان در قانون اساسی:
در متن قانون اساسی در بخش قضا هیچ موردی را تحدید و مقیّد نه کرده که زنان آن جا کار نمی توانند یا نمی توانند قضاوت کنند، بلکه برعکس، در محاکم افغانستان زنان عملا حضور دارند و مجمعی هم دارند به نام مجمع قضات زن که این خود نشان دهنده ای این است که موانع قضایی برای زنان وجود ندارد.
راه یافتن در دادگاه عالی (ستره محکمه) نیز در قانون اساسی مختص مردان پنداشته نه شده، یعنی شرط راه یافتن به دادگاه عالی به عنوان یک عضو، مرد بودن نیست چنین محدودیتی در قانون اساسی برای زنان وجود ندارد، اما تا هنوز در یک دهه گذشته زنی برای راه یافتن در دادگاه عالی به پارلمان معرفی نه شده است.
بناءً از آن چه گفتیم به این نتیجه می رسیم در تمام عرصه های تعلیم، تحصیل، سیاست، قضا و... هیچ قید و شرطی برای زنان وجود ندارد زنان دوشادوش مردان می توانند از حقوق مساوی برخوردار باشند که این نشان دهنده ای یک جامعه ای است که رو به ترقی و انکشاف است؛ اما شوربختانه کم و کاستی های فراوانی هم پیش روی تطبیق بعض از این حقوق وجود دارد که به سبب بی سوادی، یا به سبب رسم و رواج های ناپسندی است که صورت می گیرد که بیشتر از عدم ضمانت اجرایی از حقوق حقه ای زنان است.

انتهای پیام/

یکشنبه, 07 دی 1393 14:05

 

مقدمه
 انسان یک موجود اجتماعی است که نمیتواند به تنهایی خود زندگی را پیش ببرد و یگانه راه زندگی کردن انسانها  به شکل اجتماعی  آن همانا ازدواج میباشد که از طریق آن در جوان با هم یکجا شده و به یک دیگر  پیمان میبنند که یک دیگر را تا آخر عمر کمک و هماهنگی کرده و غم و شادی خود را با یکدیگر شریکمیکنند.
و از اثر همین ازدواج است که تولید نسل بوجود می آید و انسانها بقای نسل میکنند اگر ازدواج نمیبود  جامعه به فساد وسیع و گسترده مواجع میشود و امراض گوناگون بوجود می آمد و امکان از بین رفتن نسل آدمی  در روی زمین می شد .
چنانجه در کشور های غربی روابط نامشروع  دختر و پسر قبل از ازدواج خود باعث تباهی طرفین و بوجود آوردن امراض گوناگون مانند  اچ  ، ای ، وی   وغیره امراض میشود که خود عدم رعایت نکردن روابط  دختر و پسر میباشد .
دین  مبین اسلام  که قوانین و مقرارت  را  به خاطر نزدیک نشدن با نا محرم وضع کرده و میتوانیم بگویم شدید ترین جزا یعنی رجم یا سنگسار رای برای کسانیکه عروسی کردن و دست به زنا میزنند وضع کرده است و برای کسانیکه ازدواج نکردن دست به زنا گر بزنند دره  پیشبین کرده است  و در مقابل  آن ازدواج  را حلال گردانیده  تا غرایز جنسی و عاطفی خویش را  اشباع کنند
دلیل اینکه اسلام  به ازدواج  تاکید زیاد تر دارد بخاطر محو  فحشا  در جامعه میباشد
افغانسان نیز از جمله کشور های اسلامی است که تمام  افراد شان از قواعد وقونین اسلام اطاعت کرده و در زندگی خود عملی میکنند  . بعضاً از اثر انجام عرف و عادات ناپسند  و بی خبری از احکام اسلام دچار سوی تفاهم میشوند و خود را مطلق همان کار های میدانند که پدر شان انجام داده است  و این دلیل باعث انحرافات جوانان در جامعه میشود.



کلیات
ازدواج یا  پیوند  یکی از سنت های  رسول الله  ( ص)  بوده که همواره جوانان را تشویق به ازواج  میکرد .
از دواج  از نگاه  اسلام بالای  افراد جامعه سنت ، فرض  و حرام میباشد  بالای افرادیک ه اعتماد دارد و غرایز شان  بالای شان غلبه  نمی کند  بالای شان  ازدواج سنت  است که اکثراً افراد  اجتماع در همین بخش شامل میشود  
از نظر خانم نسرین  نظیری مولف کتاب حقوق زن در گذر تاریخ  :  ازدواج پدیده ایست که برای تکامل  جامعه   و یا هم  پیوند یست برای  تکامل  زن و مرد  .
 ازدواج بالای  افرادی فرض است که توان   اداره خود  را ندارند  و شهولت  و غرایز  جنسی  بالای  شان غلبه  کرده و از کنترول  خود خارج میشوند   بالای این چنین  افراد  ازدواج  فرض است .
ازدواج بالای  افرادی  حرام است  که بصورت قطع  توان جنسی  و مالی  نداشته  باشد و زوجه  بصورت حتمی و یقینی  متضرر شود   در این حالت  ازدواج  بالای  چنین  شخص حرام  و یا ممنوع میباشد  
و ازدواج زمانی بالای افراد مکروه میباشد که شخص  فکر کند زوجه اش  بعد از  ازدواج  به گمان   اغلب  متضرر گردد
چنین  ازدواج    مکروه [4: ص 59  ]
افغانستان  نیز یک  کشور اسلامی بوده  و از اساسات  و قوانین اسلا م  پیروی نموده  و مطابق  آن زندگی  روزمره خو د را عیار  ساخته اند .
اما بقضاً  اکثراً  مردم  و مناطق  دور دست  و اطراف بعضی اعمال و  کار هایی را تحت عنوان رسم و رواج  انجام میدهند که  اکثریت  آن مخالف  به اساسات و قوانین  اسلام بوده  و مردم بدون ترس  وهراس  از  خداوند  ( ج)  این چنین  قوانین   را با فخر و سر بلندی  به خاطر اینکه  نزد مردم کم زده نشوم  انجام میدهند .
نمی دانم که این قوانین  خلاف اسلام و رسم رواج ها  از اثر نادانی است  و یا  از  اثر بی سوادی و بی خبری از احکام و قواعد اسلام یا مردم به چنین قواعد   عادت کرده و جز  زندگی  آنها شده  و نمی توانند  از آن ر سم  و رواج ها دوری کنند  اگر از آن  رسم و رواج  ها دوری کنند  شاید  مورد تهنه  و زیر گپ های مردم بمانند  اما  بی خبر از اینکه   قوانین  خداوند ( ج)  را زیر پا کرده  اولاً زندگی  جوانان را تباه میکند و همین تباهی جوانان خواه نا خواه بالای اجتماع انگیزه منفی دارد .
اگر مردم  خلاف  رسم و رواج یکه  که به قوانین  اسلامی در تضاد است عمل کنند و ازدواج های  شان را مطابق به قواعد و دستورات اسلام  انجام دهند سعادت و کامیابی دارین را نصیب میشود و میتوانند در جامعه اولاد صالح  تقدیم کنند .
فطرتاً همه انسانها  خواستار چنین  چیزی میباشند  که زندگی  آرام و مرفه داشته باشند و جزء بعضی افراد کهنه فکر که زندگی  خود را  مطلق به  رسم و رواج های نا پسند  و خرافات نموده  زندگی خود  وفامیل خود را تباه میکنند  و به فکر خوشبختی فامیل خود نمیباشند تنها به فکر این هستند که قواعد و رسم رواج هایئکه  در گذشته داشتند چگونه عملی شود و اگر کدام افراد  جامعه از آن رسم و رواج ناپسند خود داری کنند او   را مورد تمسخر قرار میدهند و ارتباط خود  را با وی قطع میکنند .
همین قواعد و عرف  های نا پسند که مخالف  قوانین اسلامی است یک نوع  هرج و مرج  بی نظمی را  بجود می آورد بخاطریکه قوانین اسلامی در مقابل عرف و عادات ناپسند قرار میگیرد و یک نوع  نا هماهنگی  در بین جامعه صورت میگیرد در یک جامعه دو قوانین  یکی عرف و عادات نا پسند و دیگر قوانین اسلام  بخاطر عملی نکردن قوانین اسلامی افراد جامعه   خود به خود به انحرافات  رو آروده و قوانین اسلامی که برای  اصلاح و کامیابی بنده گان از طرف خداوند ( ج)  بوجود آمده دریغ میکنند .
که چنین عرف و عادات  اثرات ناگوار ذیل را ببار می آرود .
1 . ازدواج های زیر سن یا ازدواج های  زود هنگام و پیامد  های آن :
امروز در افغانستان  ازدواج های زیر سن معضله و شکل بزرگی است که مردم افغانستان با آن دست و پنجه نرم میکنند و دچار هستند و اکثراً این اتفاقات  در قریه جات و مناطق دور دست  از شهر ها اتفال می افتد.
ازدواج  زیر سن به ازدواج های  گفته میشود که اصالتاً از طرف دختر و پسر و وکالتاً از طرف پدر ، پدر کلان و یا همبستگان  شان بسته میشود .
که این نوع ازدواج از هر نگاه  نا مشروع  وغیر قانونی  بوده
در ماده 70 قانون مدنی  افغانستان  سن ازدواج  ذکور  را سن 18 سال و سن  دختر را 16  سال تعین نموده است  . [  3:  ص 11]
درماده  71  قانون مذکور  سن مندرج  ماده 70  این قانون را اگر تکمیل نکرده باشند   ، عقد ازدواج وی تنها توسطو پدر صحیح التصرف یا محکمه با صلاحیت  صورت گرفته میتواند.
فقره دوم ماده 71  قانون فوق  عقد نکاح  ضغیره  کمتر از  15 سال را به هیچ وجه جواز ندارد . [  3 : ص 11 ]
 یعنی هیچ کس  حق ندارد که اولاد  شان را  پایان تر از سن  15 سال  به عقد کسی در بیاورند  یا با کسی ازدواج کنند  حتی والدین  بدبختانه  در افغانستان  از اثر کم توجهی دولت و عدم تطبیق  قوانین  ازدواج های صورت میگیرد که حتی زیر سن 10 سال میباشد چه برسدبه ازدواج های زیر سن 15 سال  چندی پیش شاید ازدواج  دختر هشت ساله  با پسر  دوازده ساله بودیم که در ولسوالی شولگره ولایت بلخ  صورت گرفت به گفته پدر این دختر که خانم خود را از دست داده و به فتوایی ملا امام شان که گفته بود دختران  زیر سن ده را نیز پدر حق  دارد در عقد ازدواج کسی  در بیاورد و آنرا یکی از سنت های  رسول الله شمرده که رسول الله  (ص) نیز  با دختر  زیر سن ازدواج کرده است. و پدر نظر به فتوایی این ملا امام دست به کار شده  و اقدام به عقد ازدواج دختر هشت ساله اش با پسر دوازده ساله شده تا بتواند از پول این دختر ازدواج مجدد نمایید .
در اسلام هیچ وقت سن ازدواج را مشخص نکرده است  بخاطریک  رشد انسانها نظر به آب وهوا  و وضعیت کشور شان متفاوت میباشد
ازدواج حضرت محمد (ص ) با دختر زیر سن  حکمت های داشته وتا زمانیکه خانم حضرت محمد (ص )    بالغ نشده بود با وی همسبتری نکرد و امکان دارد که آب و هوا عربستان در سن ازدواج نسبت به افغانستان و نسبت به این زمان  تغیر کرده باشد .
 از اثر نشر کردن این واقعه در صحفات اجتماعی ، رسانه های صوتی  ، تصویر و چاپی  دولت توانست که دخالت نمائید و عقد ازدواج آنها را فسخ نمائید .


نتایج وپیامد های ازدواج زیرسن
ازدواج زیرسن اثرات ناگواری بالای کودکان می گذارد که رفع این مشکل بسا درآینده دچارخانواده ها میشود.
این خانواده ناسالم اول بدون رعایت منافع ثانیآ بدون رعایت تعلیم و تربیه  فرزندان بخاطریکه خودشان هنوز هم هوا هوس طفلی به سر دارند چوگونه طفلی را تربیه کنند وبلاخره بدون رعایت مصالح اجتماعی ایجاد می شود (1:ص 465)
بلاخره می توانیم بگوییم که این ازدواج با مداخلت ورزیدن اشخاص سوم صورت میگیرد . که پیامدهای آن عبارتنداز:
1. توقف کردن تحصیل کودکان ازاثرازدواج بنابرعوامل گوناگون یکتن ازاقارب نزدیکم که حالا صاحب نواسه میباشد. درسن خورد سالی عروسی کرده بود ویگانه علت عدم نرفتن به مکتب خود ورها کردن مکتب را همین عروسی میداند چون زمانیکه درسن خورد عروسی کرده بود همصنفان وی طعنه می دادند و به وی مزاخ وشوخی می کردند ومی گفتند که این پسرخورد چطورعروسی کرده  آفرینش ...
وحالا پشیمان است وافسوس می خورد ومیگوید که ای کاش درسن خورد سالی عروسی نمی کردم ومکتب می خواندم وبه تحصیلات خود ادامه می دادم .
یکتن ازاقارب نزدیکم که هم سن سال خودم می باشد هم درسن خوردسالی که تقریباًسیزده ساله بود عروسی کرد.
قبل ازاینکه عروسی کند مکتب می خواند وبسیاریک پسرلایق بود . زمانیکه من ازمکتب چیزی نمی دانستم وی شامل مکتب بود با عروسی کردن مکتب را ترک کرد ودست به کاروبار ودریوری زد . تا درآینده نزدیک یک دریورشود تا بتواند نفقه خانم خود را تامین کند . خود اش اقرار می دارد زمانیکه نمی دانستم که عروسی یا ازدواج یعنی چی تقریبآ تا سن 20 سالگی که این صاحب چندین فرزند شدند نمی دانستید که باهم چطور رفتارنمایند.
تقریبآ مدت سه سال می شد که اینها زنده گی خوشی را سپری می کردندکه نا گهان ازاثرمریضی مرموزی خانم اش درهمین سال 1393 قبل ازماه مبارک رمضان وفات نموده وحال ازوی دوپسر ودو دخترباقی مانده .
به نظربنده یگانه علت وفات وی همین ازدواج زیرسن بوده که به اثر آن تشویش نموده وبالاخره وفات نمود .
اگرچه مرگ به دست خداوند است و مرگ به دو نوع است یک مرگ معلق که توسط  بعضی عوامل و واقعات که درزنده گی انسان رخ می دهد به اثرآن انسانها تشویش نموده و دچارامراض گوناگون میشود و وفات می نماید یا شخص خود کشی میکند یا کسی دیگری وی را  به قتل میراساند .
دوم مرگ مطلق که خداوند (ج) عمر هر انسان را در تقدیر وی نوشته که همان زمان فرا رسید بدون چون و چرا به فرمان خداوند (ج) انسان دارفانی را وداع میگوید
میخواهم توسط یک مثال این موضوع برای شما واضع تر بسازم . اگر ما یک شمع را بخریم که تا  سه یا چهار ساعت بسوزد و بتواند روشنی تولید کند عمر این شمع سه یا چهار ساعت تعین شده شرکتی که این شمع را ساخته عمر مطلق وی را سه یا چهار ساعت ساخته اگر ما شمع را روشن کنیم بعداز سه یا چهار ساعت شمع خود به خود خاموش میشود که این مانند مرگ مطلق است .
اگر ما برعکس این شمع را بعداز روشن کردن با پوف کردن و یا وسایل دیگر خاموش کنیم  شمع خاموش میشود اگرچه عمر این شمع سه یا چهار ساعت بود هما بعداز چند دقیقه ای ما توانستم آنرا توسط عوامل خارجی خاموش کنیم این را بنام مرگ معلق میگویند .
امروزه اگر انسانها در افغانستان توسط همین مرگ معلق جان های شرین خود را از دست میدهند گاهی از طریق خشونت های فامیلی زنان واطفال قربانی میشوند یا از طریق اعمال تروریستی مانند  حملات نظامی شورشیان و حملات انتهاری که همه روزه گواه آن هستیم .
1.عدم رشد زنا ن
 چون ازنظرطبی انسانها تا سن 25 سالگی روبه رشد می باشد وزمانیکه کودکان زیرسن ازدواج می کنند وبعدازینکه باردار می شود بگونه تغییرمتفاوت نسبت به سن وسال خود احساس می کنند چون آنها هنوزطفل هستند یک حسادت می کند.
چون آنها بازی می کنند ، مکتب می روند وخوش هستند . ولی برعکس این کودک تازه عروس که مادرمی شود هنوزبه فکرمکتب وبازی خود می باشد  که ناگهان به اثر همین عروسی دچارمشکلات خانواده گی ومراقبت طفل می شود .
دراثردرک نکردن مسوولیت های یک مادرفشارهای گوناگونی ازطرف فامیل شوهر وی بالای وی وضع می شود .
ازیک طرف این کودک دچارافسرده گی می شود وازطرف دیگراین کودک خود روبه رشد است وبه اثرتشویش وازدست دادن امتیازات دوره کودکی هم خود از رشد بازمی ماند وهم طفلیکه دربطن وی قراردارد به رشد نیازدارد.
شخصیکه خود نتواند رشد کند چطورنیازهای طفل را دربطن خود فراهم کند وقبل ازاینکه طفل به دنیا بیاید اکثرآ واقعات ازدواج ها ی زیرسن منجربه سقط جنین ومرگ مادرمی شود. طبق آمارملل متحد تلف شدن دختران 14-15 سال پنچ برابربیشتراز زنان 20-24 ساله می باشد (1:ص 467)
چطورمی توان گفت یک مادریکه خود ازنعمت سواد وتحصیل محروم مانده وعقده ای به دل اش گذاشته  فرزند صحتمند وتحصیل کرده به جامعه تقدیم نماید.
به نظربنده یگانه علت اینکه بتواند از ازدواج های زیرسن جلوگیری کند باید ملا امام های مساجد درباره ازدواج ها ی زیرسن برای مردم تبلیغ نماید وآنرا یک عمل خلاف قانون بدانند ورسانه های جمعی نیزبرنامه های آگاهی دهی برای مردم درباره ازدواج ها ی زیرسن آماده کنند ونتایج وپیامدهای آنرا به شکل تصویربکشانند تا مردم ازآن عبرت گرفته ودچاراین معضله نشوند.
وازهمه مهمتراینکه دولت باید ثبت ازدواج را اجباری بسازد ودر دفاترمخصوص ثبت گردد ونکاح آنها ازطرف محکمه ویا ارگان خاص بسته شود تا به این ترتیب به ازدواج اثرقانونی داده شود .
وتوسط این عمل می توانیم که از ازدواج های زیرسن جلوگیری نمائیم

ازدواج اجباری
ازدواج اجباری معمولاً درکشورهای جهان سوم وفقیربیشترمیباشد وعوامل گوناگون دارد که هرکدام آنرا برای شما شرح می دهم
فقر: فقریگانه علتی است که اکثراً مردم مجبورمی شود اولاد ویا جگرگوشه خودرا بدون رضایت وی به کسی به عقد ازدواج بیاورد که افغانستان ازآن جمله کشورها است که آمار ازدواج اجباری بسیاربلند میباشد  بخصوص درولایات و ولسوالی های دوردست وقبایل نشین که دست دولت وحاکم بودن قوانین درآنجا میسرنیست زیادترمشاهده می شود.

 بی سوادی وعدم دانش فرهنگ درست
بی سوادی خود یگانه باعث ازدیاد ازدواج های اجباری می شود وازاثربی سوادی شخصیکه اقدام به ازدواج اجباری میکند ویا شخص دیگررا مجبوربه ازدواج اجباری می کند.
ازاثرندانستن حقوق ایشان میباشد اگرآنها حق یک فرد را بداند هیچ وقت درامورشخصی وی مداخله نمی کند درقرآن شریف نیزآمده ( لا اکراه فی دین ) ترجمه: دردین اکراه وسختی  نیست .
پس زمانیکه دین اسلام برای ما سختی واجباریت درهیچ کاراجازه نداد پس ما کی هستیم که درعقد ازدواج اجباری شخص دیگررا مجبوربسازیم .
همین ازدواج های اجباری که درمناطق مختلف جریان داشته ازاثرنادانی به یک فرهنگ تبدیل شده وهمه ازهمین فرهنگ ناپسند استفاده نموده وخودرا قناعت می دهد .
زمانیکه حضرت علی  کرم ( وجه) نزد حضرت محمد (ص) آمد وخواستگاری بی بی فاطمه را  کرد.
 حضرت محمد (ص) خود نزد بی بی فاطمه رفته واز وی پرسان کرد که آیا به این عقد رضایت دارد یاخیروجواب قبولی وی اززبان خوداش شنید وحضرت علی (رض) را حضرت محمد (ص) گفت برو مهریه را آماده کند . حضرت علی (رض) گفت من پول ندارم ویک کمربند زره دارم وحضرت محمد (ص)  گفت برو آنرا بفروش وزمانیکه حضرت علی (وجه) برای فروختن کمربند زره به بازار با حضرت عثمان ( رض) روبرو شد وحضرت علی واقعه را به حضرت عثمان یاد آورشد . حضرت عثمان مبلغ بیشترازقیمت کمربند زره برایش داد وکمربند زره را نیزازوی نگرفت وبرایش بخشید وحضرت علی ( رض) توسط همان پول با بی بی فاطمه ازدواج نمود ( برگرفته ازنوارصوتی شیخ عبدالعلی  خیر شاهی )
پس ما دانستیم که دراسلام درهیچ مسئله بخصوص ازدواج جبرواکراه وجود ندارد.
درقانون جزای افغانستان درماده 517 آن درباره ازدواج اجباری چنین وضاحت دارد.
2. شخصی که زن بیوه یا دختری را که سن 18 سالگی راتکمیل نموده باشد به خلاف رضا ورغبت ولی به شوهرحسب احوال به حبس قصیرمحکوم می گردد.
برای قانون جزا بیساررمفید میباشد برای کاهش ازدواج های اجباری اما درفقره سوم آن گفته :
3 . این ماده وقتی اقامه شده می تواند که مجنی علیه شکایت نماید.
نظربه اوضاع وحالات افغانستان دراکثرمناطق شخصی جرئت آنرا ندارد تا به دولت شکایت کند پس این فقره سوم ماده 517 قانون جزا مفیدیت ماده 517 را زیرسوال برد وکاهش میدهد . دادگاه بین المللی درسال 2000 : ازدواج اجباری را جنایتی علیه بشریت دانست ومجازات زندان برای آن تعیین کرد.    (1: ص 472 )
اگرما بخواهیم یک جامعه سالم داشته باشیم وافراد سالم را بتوانیم به جامعه تقدیم کنیم باید ازدواج های اجباری محووریشه کن نمائیم چون ازدواج خود یک اصل است اگراصل بی تهداب واساس باشد ما ازآن چی توقع داشته باشیم . عاملین کسانیکه ازدواج های اجباری ترویج می دهند ویا اقدام به آن می کنند باید مجازات سنگین داده شود ونتایج ازدواج های اجباری به مردم فهمانده شود تا ازآن جلوگیری شود. ازدواج های بدلی یا سربدل  یکی ازعرف های نا پسند ما مردم افغانستان میباشد که اکثراً این اتفاقات درقریه جات ومناطق دورازشهراتفاق می افتد واین عمل را اکثرآ به خاطری انجام می دهند که اززیربار طویانه یا ( قلین) خلاص شوند.
درکشورما طویانه دختر یگانه مشکل بزرگ است که باعث کندی ازدواج پسران ودختران میشود.
واکثرآ پسران به سن بالاتر رسیدند اما تا حال عروسی نکرده اند وزمانیکه ازآنها پرسان بکنیم یگانه علتی که آنها یادآورمی شوند  . همانا مشکل اقتصادی میباشد.
مسئله طویانه ( قلین ) دردین اسلام هیچ جواز ندارد وحرام مطلق است دراسلام فقط مهریه وجوددارد که حق خانم می باشد.
همین طویانه مشکلات را زیادترساخته واکثرآ دختران بدون ازدواج پیردشده اند ویا اکثرآ دختران دست به کارهای نامشروع زده ویا هم ازخانه فرارکرده اند که خانه امن یکی از مثال های بارزآن میباشد .
اکثراً مردم ازدواج های بدلی یا سربدل را بخاطری انجام می دهد که فکر می کنند دخترشان درآینده آرام خواهد ماند بخاطریکه خواهریکی ارپسرها نزد پسردیگرمی باشد.
برعکس این زمانیکه ازدواج بدلی یا سربدلی صورت می گیرد.

ازنگاه هم کوفی حتمآ اینها یکسان نمی باشد:
 اگراحیانآ فرض کنیم یکی ازاین بدلی ها که خانم وشوهر از اثرهمین ازدواج بدلی باشند حتمآ امکان دارد که خانم وشوهردیگرازاثرهمین ازدواج بدلی یا سربدلی باهم ازدواج کرده اند هم کوفه نباشند که دراثرهمین نبودن هم کوفه این خانم وشوهرشاید زنده گی خوبی را سپری نکنند
وزمانیکه این خانم وشوهرزنده گی خوبی را سپری نکند حتمآ بالای زنده گی شوهروخانم دیگرنیزسرایت می کند . زمانیکه خانم از طرف شوهرخود لت وکوب شود ویا اذیت شود این خانم آمده درنزد برادرخود شکایت وبدگویی های شوهرخود را می کند . وبرادراین خانم که شوهرخواهروی می گردد ازاثرآزار واذیت خواهرش کوشش می کند که انتقام خواهرش را ازخانم خود که خواهرخسربوره اش می شود بگیرد بنابراین هرچهارشوهروخانم زنده گی زنده گی خوبی را سپری نمی کند چون حتماً بنابراوضاع وحالت اقتصادی واجتماعی یکی ازشوهروخانم زنده گی خوبی می داشته باشد ودیگرطرف امکان دارد زنده گی خوبی نداشته باشد ویک نوع رقابت وبدبینی اینها ایجاد می شود . تا اکنون که شاهد این نوع ازدواج ها بودم بسیارکمی ازین ازدواج ها به خوبی وخوشی سپری شده وزنده گی خوشی داشته اکثریت این ازدواجها به ناکامی منجر شده ویاهم زنده گی خوبی را سپری نکردند بلکه همه روزه جنگ ودعوا داشتن قانون مدنی افغانستان ماده 49 درباره اردواج بدل چنین صراحت دارد . درعقد ازدواج بدل ، زن بدل  زن دیگری قرارگرفته نمی تواند وبرای هریک از زوجه مهرمثل لازم می گردد از رایج ترین نوع دخترفروشی ، دادن دختردربدل پول است که اکثرآ فامیل برای حل مشکلات اقتصادی ازقبیل پرداخت دین داده می شود . که این روش نیززیاد دیده می شود واکثرآ دیده شده که مردهای خانه طفل دست داشته خود را ازاثرفقرومشکلات اقتصادی بفروش رسانده وما شاهد آن بودیم که رسانه خبری پخش کردکه مردی دخترخودرا با یک گرگ ویا سک جنگی تبدیل نموده بود.[ 3: ص 15 )
دراین اواخریک مردکه ازاثر فتوا یک ملا محلی درولسوالی شولگره دخترهشت ساله ای خودرا با پسر دوازده ساله درعقد ازدواج درآورد وشخص می گفت که خانم من وفات کرده وازاثرپول طویانه دخترم می خواهم ازدواج نمایم که این خبرتمام رسانه ها را گرفت ونماینده گان وکارمندان حمایت ازحقوق بشروزنان را به خشم آورد.
که محکمه ولایت بلخ حکم فسخ ازدواج این هردو را صادرکرد.
چند همسری
 چند همسری نوعی ازدواج است که یک مرد یا چندین زن ازدواج می کند. که این رسم درادیان دیگرمانند مسیحیت ویهودیت ممنوع بوده اما دردین اسلام جایزاست .
 اکثرآ کشورهای جهان ازجمله چین ، تایوان ، روسیه ، انگلستان ، امریکا ، ترکیه ، وتونس ممنوع قرارداده شده زیرا عواقب اینگونه ازدواج ها همیشه ناگوارومشکل زا بوده است .

رواج نا پسند وبوجود آمدن چند همسری
1 . رقابت های قومی یا منطقوی
 2. بی اولادی  
3. نداشتن فرزند پسر
4. فرق میان دختران وپسران
 5 . عدم آگاهی خانواده ها
 6. بیماری زن
 7. اقتصاد قوی  
 8.قدرت وموقف  
 9. مسافرتها  
 10. عرف وتعامل [ 1: ص475]
1. رقابت های قومی یا منطقوی
 درکشورما اکثراً مردم زنده گی خودرا براساس رقابت های منفی سپری می کنند بخصوص دردهات وقریه جات اگریک شخص بنابرعوامل ازدواج دوم می کند اشخاص دیگر براساس رقابت باوی کوشش می کند تا ازدواج مجدد نمایند وعواقب آنرا متوجه نمی شوند.


2.بی اولادی
حالتی است که شوهرازاثرازدواج با خانمی صاحب فرزند نمی شوند وقانون مدنی درماده 86 شوهر را نیزاختیارداده تادراثربی اولادی ازدواج مجدد نماید وبعضاً دیده شده که مرد مشکل جنسی داشته وبدون معاینه  خود وخانم اش اقدام به عروسی مجدد نموده که ازاثرعروسی دوم وحتی سوم نیزصاحب اولاد نشدند چون مشکل ازمرد بوده نه اززن . هم زنده گی خود را تباه کرده بسیارپول ودارایی خودرا در راه ازدواج با زن دیگر مصرف نموده وهم زنده گی زن قبلی وزن فعلی که باوی ازدواج کرده تباه کرد.
چون شخص دیگری حاضرنمی شود بازن وی ازدواج نماید دراثرجدایی وی اززنان اش .
 3.فرزند پسرنداشتن
درافغانستان هرخانواده کوشش می کند تا یک یا چند فرزند شان حتماً باید پسر باشد اگراحیاناًخانمی دارای فرزند پسرنمی شود. شوهرخانم براثر فشارها فامیل واقارب اش مجبوربه عقد ازدواج مجدد می شود چون مردم افغانستان می گویند اگرشخصی دارای فرزند پسر نباشد نسل وی ازبین می رود ودعا گوی نمی داشته وجنازه وختم خیرات وی را کس جمع نمی کند وهمچنان مال واسباب زنده گی وی برای اقارب اش به میراث می ماند وهیچ شخص درافغانستان نمی خواهد که مال وی به اقاربش به میراث بماند. بخاطری همین مسئله قصدازدواج دوباره می کنندکه صاحب فرزندی  پسرشوند.

4. فرق میان دختران وپسران
قسمیکه برهمه گان هویداست دراکثرخانواده ها اعم ازشهری ودهاتی ، تبعیض میان دختران وپسران وجود دارد واین تبعیض متاسفانه درتمام شئون زنده گی آنها اعم ازگرفتن مجالس سرور، نامگذاری ، تعلیم وتربیه ، صحت ، ازدواج و... ریشه دوانده است که اساس آن خانواده می باشد.
به بیان دیگرتبعیض ازخانواده خود دخترشروع شده وتا ازدواج «خانواده همسر» وتا مرگ ادامه پیدا می کند.
این تبعیض به حدی به اوج خود رسیده وزمینه را به مردها فراهم ساخته تادرصورتیکه صاحب پسرنشدند . به ازدواج بازن دوم وحتی زن سوم مبادرت می ورزند [ 1 :ص 475]
5. عدم آگاهی خانواده ها
 عدم داشتن معلومات کافی ، پیرامون تعین جنسیت درتولدات میباشد ، زیرا مردان نمی دانند که تعیین جنسیت مربوط به خودشان می باشد نه مربوط به زنان شان برای روش ساختن بیشترجنسیت ، داکترسکندری چنین گفته :
تمام انسانها دارای 23 جوره کروموزم دارند که 22 نوع آن کروموزمهای حیاتی یا somatic ویک جوره آن کروموزوم های جنسی می باشد که کروموزوم های جنسی دروجود مردها بنام م " x،y " یاد می شود درحالیکه این کروموزم های جنسی دروجود ویا درجنین زنها بنام  " x،x " یاد می شود . بنآ هنگام تلقیح هرگاه x با x یگجا شود نوزاد دختروهرگاه x با y  یکجا شود نوزاد پسر بوجود می آید پس ازمتن بالا نتیجه می گیریم که تعیین وقضیه جنس وابسته به مردها می شود زیرا تحقیقات نشان می دهد که برخی ازمردان به منظورتولد پسرباردوم ازدواج کردن اما بازهم صاحب پسرنشدن    (1: ص 476 )

5. بیماری زن نیزیکی ازعلل وعوامل
است که قانون مدنی به آن اشاره کرده است واکثرآ مردان خانم خودرا تداوی می کند وتا آخرین لحظه عمربا وی زنده گی می کند اما هستند کسانیکه ازاین حالت سوی استفاده کرده وبه مجرد مریضی خانم خود بهانه پیدا می کند وخانم خودرا درست تداوی نمی کند زودتراقدام به گرفتن خانم دیگرمی کند

 6.اقتصاد قوی
 نزدیک به %8 مردان که به ازدواج مجدد مبادرت ورزیده اند دلیل آنرا داشتن اقتصاد خوب وانمود کرده اند (1: ص476 )

به نظربنده اگراشخاص اقتصادقوی داشته باشد وبتواند زمینه زنده گی جداگانه برای خانم های خود را فراهم کند بهتراست ازدواج مجدد نماید.
اول اینکه درطول سالهای جنگ درجهان نفوس مردها کم شده واکثراً مردها درجنگ ها ازبین رفتن وبرعکس نفوس خانم ها روبه افزایش است .
اگرمرد های ثروتمند ازدواج مجدد نماید ازدونگاه بهتراست هم شخص ثروتمند را ازفحشا دوری می کند وهم زمینه فحشا به خانم که جدیداً با وی ازدواج کرده مهیا نمی شود اگراین شخص ثروتمند با خانم دومی ازدواج نکند امکان داشت همان خانم دومی ازاثر نداشتن همسرروبه فحشا برود.

 7. قدرت وموقف
درافغانستان حکومت های گوناگونی سرنگون وحکومت های جدید تاسیس شد که ازآنجمله حکومت مجاهدین وحکومت طالبان نمونه ای است . که اکثراً اشخاص وقوماندان های محلی وبی سواد حکومت را دردست گرفتند وصاحب قدرت شدند بخصوص دراطراف وقریه جات قوماندان هرکدام شان به زور وقدرت شان با دختران وزنان مردم به زورازدواج کردند که هرکدام شان دارای دو ، سه وچهارزن بودند.
 که یکی ازقوماندان ها آن را  من ازنزدیک می شناسم وبا  پسران وی رابطه دوستی دارم یکی ازپسران این قوماندان که دوست من است خودیادآورشده که پدرم همرای مادرم به زور عروسی کرده است .
وچون زمانیکه جنگ ختم شد این شخص بی سرنوشت ماند وتماماً اولاد های وی کارمی کردند ونفقه خود ومادران خودرا پیدا می کردند چون این قوماندان دراین روزها دریوری می کند یک شخص با پول دریوری نمی تواند پول چهارزن وتقریبآ 20 الی 30 فرزند را فراهم کند.
ومشکلات دراین فامیل روزبه روزافزایش می یافت و خانم شرین بعضی از اشخاص مشهور را در کتاب خود بنام حقوق زن در گذرگاه تاریخ   نام آور میشود مانند گل آغا شیرزی کاندیدا گذشته انتخابات و والی اسبق ننگرهار ومحمد عمر والی ولایت کندز واکثراً قوماندان ها ویا خان ها واشخاص پرنفوذ تا 4 زن را به عقد نکاح درآوردند
( 1:ص477)

9. مسافرتها
یکی ازعلت دیگراز ازدواج مجدد آنست که اشخاصیکه مسافرتهای زیاد می کنند واکثراً دردو یا چند کشور رفت وآمد زیاد دارند بخاطریکه اقامت درآنکشوروداشتن خانواده اقدام به ازدواج مجدد درکشورهای دیگریا ولایات دیگرمی کنند .

10. عرف وعادات
افزون براینکه عرف وعادات نا پسند ازجمله موضوعاتی است که دروقوع ازدواج های چند همسری ، خلاف قانون به صورت عمیق دخیل است.
وخودعرف یکی ازموضوعات عمیق است که درازدواج های مجدد رول مستقیم دارد.
ازآنجمله عنعنات ناپسند ماعبارت از: ازدواج درکودکی ، ازدواج با زن بیوه با اقارب همسربخصوص برادرهمسرکه حتی سن قانونی را پوره نکرده اند وتفاوت سنی بین شان بسیارزیاد می باشد، بدل وازدواج های اجباری ، بد دادن نیزدربسیاری حالات چند همسری را گسترش میدهد که دربرخی این موارد حتی اراده مرد نیزدخیل نمی باشد

نتیجه گیری

ازدواج یا پیوند زناشویی یک پیوند مقدس است که باید طرفین ازدواج و خانواده های آنها بسیار معتاد باشند و از عجله و احساسات کار نگیرند دست به فروش اولاد های خود نزنند تا در آینده خود و اولاد خود را دچار مشکلات نسازند مانند میگویند وقایه بهتر از تداوی است اگر ما در زندگی خود حق و حقوق خود و دیگران را بدانیم و در زندگی همسبتگان خود مداخله بی جا نکنیم و از نفوذ و بزرگی خود سوی استفاده نکنیم و فقط آنها کسانیکه زیر دستان ما هستند به راه خوب راهنمایی و تشویق نماییم چون از اثر راهنمایی و تشویق دیگران میتوانیم یک شخص خوب در جامعه تقدیم نماییم . اگر ما خواستار یک عروس خوب یا داماد خوب درآینده هستیم کوشش کنیم تا دختران و خواهران خوبی در جامعه تقدیم کنیم .

منابع  و ماخذ

1 . نظیری ، شرین ، حقوق زن در گذرتاریخ  ، دوم  ،   محل چاب کابل افغانستان ، انشارات سعید : 1392
2. مهرپور ، حسین ،  مباحثی از حقوق زن ،  چاپ سوم ، تهران ،  1387
3. صارم ، محمد اشرف ، قانون مدنی افغانسان ،  چاپ اول ، تهران ،  انشارات قدس : 1384
4.  عدالتخواه ، عبدالقادر  ، حقوق فامیل ،  چاپ اول ، کابل – افغانستان ، بنگاه انشارات و مطبعه میوند : 1387
5.  مشفق ، عبدالرب رسول  ، قانوا جزاء ، چاپ اول ، کابل – افغانستان  ، انشارات رسالت : خزان 1391
6. تهانوی ، اشرف علی ،  ازدواج اسلامی ،  چاپ چهارم ،  محل چاب طباطبائی ،  انتشارات صدیقی : 1383

 

چهارشنبه, 12 شهریور 1393 05:09

حامد کرزی، رییس جمهوری افغانستان دستور داده که عاملان تجاوز گروهی به چند زن در ولسوالی پغمان کابل هر چه زودتر مجازات شوند.

به نقل از خبرگزاری بخدی ؛ایمل فیضی، سخنگوی ریاست جمهوری گفته که آقای کرزی پس از این‌که قوماندانی امنیه کابل شش تن از مجرمین رویداد پغمان را بازداشت کرد، از دادگاه عالی کشور خواسته تا این افراد را به اشد مجازات برسانند.
دفتر رسانه های ریاست جمهوری با نشر خبرنامه ای از قول ایمل فیضی، سخنگوی رئیس جمهور نوشته است که آقای کرزی پس از بررسی پرونده متهمان سارقان و عاملان تجاوز گروهی در پغمان در امضای حکم مجازات آن‌ها تعلل نخواهد کرد.
در خبرنامه آمده است که رئیس جمهور کرزی زمانی که از رویداد تجاوز جنسی بر زنان در ولسوالی پغمان با خبر شد، به دادگاه عالی، وزارت امور داخله و ریاست امنیت ملی هدایت داده که تمامی مجرمان این قضیه بازداشت و به پنجه قانون سپرده شوند.
پولیس کابل عاملان رویداد پغمان کابل را هشت نفر اعلام کرده و گفته که شش نفر از عوامل اصلی تجاوز گروهی به زنان در پغمان بازداشت شده اند.
این در حالی است که صدیق صدیقی، سخنگوی وزارت داخله در صفحه فیس بوک خود نوشته بود که تمامی عاملان تجاوز به چهار زن در پغمان کابل بازداشت شده اند.
این گروه از سارقان مسلح که ملبس به یونیفورم پولیس بودند پنج شب گذشته در پغمان کابل چهار موتر حامل غیر نظامیان را که از عروسی بر می گشتند توقف و سپس به یک باغ انتقال دادند.
آنان بر علاوه گرفتن پول و زیور آلات زنان، به چهار زن به شکل گروهی تجاوز کردند و پس از آن موفق به فرار شده بودند.
مقام های قوماندانی امنیه کابل می گویند که در این رابطه شکایتی نشده و پولیس پس از این که از این رویداد با خبر شد عملیاتی را برای بازداشت متهمان آغاز کرد.
جنرال ظاهر ظاهر، قوماندان امنیه کابل تجاوز گروهی به چهار زن در ولسوالی پغمان را از بی سابقه ترین رویداد ها در کشور خوانده است.
او در صفحه فیس بوک خود نوشته که در جریان تحقیقات از افراد بازداشت شده، آنان اعتراف کرده اند که به یک زن حد اقل ده بار تجاوز کرده اند و یک زن حامله را نیز مورد تجاوز جنسی قرار دادند.
کاربران شبکه های اجتماعی در افغانستان نیز نسبت به این رویداد واکنش گسترده ای نشان داده اند.
این کاربران با به اشتراک گذاشتن عکس های متهمان که از سوی پولیس بازداشت شده، خواهان اعدام آنان شده اند.

انتهای پیام/

یکشنبه, 29 تیر 1393 03:35

حسینه نیکزاد مسوول شبکه زنان افغان روز شنبه در همایشی در شهر هرات به رسانه ها گفته است ، چالش‌های فراراه زنان ولسوالی های پانزده‌گانه هرات در این نشست بررسی می‌گردد.

به گفته‌ی بانو نیکزاد چالش‌های زنان هراتی از عدم تطبیق قانون شروع می‌شود و این چالش‌ها تا اعتیاد به مواد مخدر می‌رسد.

در این حال شماری از بانوان اشتراک کننده در این برنامه، مشکلات حقوقی، خشونت، افزایش اعتیاد در بین زنان، عدم دسترسی خانم‌ها به نهادهای دولتی و تهدید از سوی طالبان از جمله چالش‌های اساسی خانم‌ها عنوان کردند.

انتهای پیام/

یکشنبه, 11 خرداد 1393 13:26

به گزارش تایمز آف اندیا (Times of India)، هنرپیشه‌ی جوان و مشهور سینمای هند مونیکا (Monica) رسماً اعلام داشته که صنعت فیلم را ترک گفته و به اسلام گرویده است.

مونیکا در مصاحبه‌ای با نشریه مسلم میرور (Muslim Mirror) گفته: “اسلام را بخاطر پول یا کدام داستان عاشقی انتخاب نکرده ام” چنین شخصی نیستم! اصول اسلامی را پسندیدم و مسلمان شدم.”

او علاوه کرد: “بعد از این در فیلم بازی نخواهم کرد، هرچند برایم دشوار باشد، ولی از تصمیم نمی‌گردم.”

طبق گزارشات رسانه‌های هندی، خبری مسلمان شدن مونیکا در جریان یک کنفرانس خبری روز جمعه با آشکار شدن تصاویر وی با حجاب و لباس عنعنوی منتشر گردید.

مونیکا بعد از اعلام تصمیمش نام اسلامی «رحیمه» را برای خود برگزیده است.

مونیکا کارهای سینمایی را از زمان کودکی آغاز کرده بود و در بیش از ۵۰ فیلم نقش ایفا کرده. همچنان در گذشته‌ برنده‌ی چندین جایزه شناخته شده است.

مونیکا نخستین هنرپیشه‌ی هندی نیست که سال جاری مسلمان می‌شود. در اوایل ماه فبروری (۲۰۱۴) رسانه‌ها خبر مسلمان شدن دو نوازنده (موسیقی دان) ای آر رحمان (AR Rahman) و یووان شنکر راجا (Yuvan Shankar Raja) را نیز پخش کرده بود

انتهای پیام/

دوشنبه, 29 ارديبهشت 1393 14:21

روبوسی لیلا حاتمی بازی‌گر زن ایرانی در جشن‌وارۀ کن با رییس این جشن‌واره، خشم مقام‌های ایرانی را برانگیخته‌است.

به نقل از خامه پرس ؛در مراسم افتتاح و هم‌زمان با  اولین نمایش جهانی فیلم گریس از موناکو، لیلا حاتمی در  کنار ۸ داور دیگر بخش مسابقه حضور داشت که رفتار غیر مترقبۀ این بازی‌گر با بوسیدن رییس جشن‌واره از نظر ایرانیان پرسش‌ها و ابهام‌های بسیاری را در بین مخاطبانش ایجاد کرد.

تصویرهایی که در رسانه‌ها منتشر شده نشان می‌دهد که لیلا حاتمی در  زمان مواجهه با رییس فستیوال فیلم کن با دراز کردن دستش، پبش قدم به نظر ایرانیان با رفتار غیر متعارف و مناسب رئیس جشن‌واره کن را می‌بوسد و این عمل وی انتقادهای زیادی در پی داشت که هم از طرف مقام‌های ایرانی و هم از طرف بعضی از هم‌وطانش صورت گرفت.

پوشش گستردۀ این خبر در رسانه‌های خارجی از طرف مقام‌های ایرانی انتقاد شده‌ و آن را یک عمل ضد انقلابی توصیف نموده‌اند.

انتهای پیام/